المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
481
مروج الذهب ( فارسى )
بادهايشان چيست ؟ » گفت « باد شبها غالباً نكباست و هنگام طلوع و غروب باد صباست » گفت « چند جور باد هست ؟ » گفت « چهار جور و چون يكى از اين چهار باد از جهت اصلى منحرف وزد آن را نكبا گويند ما بين سهيل و سپيده دم باد جنوب است و جهت مقابل آن به مغرب باد شمال است و آنچه از ماوراى كعبه آيد دبور است و آنچه از پيش آن آيد صباست » گفت « بيشتر غذايشان چيست ؟ » گفت « گوشت و شير و نبيذ و خرما » گفت « اخلاقشان چيست ؟ » گفت « عزت و شرف و فضيلت و مهمان نوازى و دفاع از خانواده و پناه دادن بىپناه و اداى غرامت نزديكان و جانبازى در راه بزرگوارى كه آنها اشراف شب و شيران دره و آبادى دشت و مايه اندلس بيابانند بقناعت عادت دارند و از تذلل بيزارند و به انتقامجوئى و دورى از ننگ و حمايت خاندان شهرهاند » كسرى گفت « صفاتى كه از اين قوم گفتى همه بزرگى و شرف است ، حقاً بايد تقاضائى كه در مورد آنها دارى برآوريم » عربان در زمين جاها برگزيدهاند كه بعضى زمستانى و بعضى تابستانى است بعضيشان در فلاتها و بعضىها بدشت اقامت گرفتهاند بعضى ديگر در مناطق پست و غور چون غور بيسان و غور غزه شام از ديار فلسطين و اردن اقامت گرفتهاند اينان از طايفه لخم و جذامند . همه اقوام عرب آبهائى دارند كه بر سر آن فراهم ميشوند و مناطق اختصاصى دارند كه بسوى آن ميروند چون دهنا و سماوه و تهامهها و نجدها و نواحى و دشتها و درههاى ديگر و هيچ يك از طوايف عرب را نخواهى ديد كه از مكانهاى معروف و آبهاى مشهور خود چون آب صارح و آب عقيق و هباءة و امثال آن بسيار دور شوند . كسان درباره مبدأ قبايل و تيرههاى كرد ، اختلاف كردهاند بعضى گفتهاند آنها از قوم ربيعة بن نزار بن معد بن عدنانند كه از روزگار قديم جدا شده و بسبب گردنفرازى در كوهها و درهها اقامت گرفته و با عجمان و ايرانيان كه در آن نواحى مقيم شهرها و آباديها بودهاند مجاور شده و از زبان خويش بگشتهاند