المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
449
مروج الذهب ( فارسى )
است از ميان بردارد . وهرز به يمن رفت و به صنعا فرود آمد و يك سياه پوست يا دو رگه در آنجا باقى نگذاشت و تا وقتى كه در صنعا بمرد از جانب انوشيروان پادشاهى يمن داشت آنگاه پس از وى نوشجان پسر وهرز پادشاهى كرد تا در آنجا بمرد آنگاه پس از وى يك ايرانى بنام سبحان پادشاه شد آنگاه پس از وى خرزاد شش ماه پادشاهى كرد آنگاه پس از وى پسر سبحان پادشاه شد آنگاه پس از وى مرزبان كه از خاندان شاهى ايران بود پادشاه شد آنگاه پس از وى خر خسرو كه مولد وى يمن بود پادشاه شد آنگاه پس از وى باذان پسر ساسان پادشاه شد . مسعودى گويد « صورت همه ملوك يمن از قحطان و حبش و ايرانى بدين گونه بود . يكى از فرزندان ابراهيم خليل عليه السلام نيز در يمن پادشاهى كرد كه جزو ملوك يمن بشمار است وى هينية بن اميم بن بدل بن مدين بن ابراهيم خليل عليه السلام بود و در پادشاهى يمن اهميت بسيار است و روزگارش دراز بود و امرؤ - القيس در شعر خود از او ياد كرده گويد : « همان هينيه كه چون موقع سقوط ديدان رسيده بود نيرويش از آن فزونى گرفت و بر آنجا تسلط يافت و تا ديدان راهى دراز و صعب المنال ساخت » و گويند وى هينية بن اميم بن بدل بن لسان بن ابراهيم خليل بود . و ملوك يمن مانند خاندان ذو سحر و خاندان ذو الكلاع و خاندان ذو اصبح و خاندان ذو يزن مقيم ظفار بودند مگر عده كمى از ايشان كه به جاهاى ديگر اقامت داشتند بر دروازه ظفار به خط قديم بر سنگ سياه شعرى بدين مضمون نوشته شده بود . « وقتى ظفار را بساختند به دو گفتند متعلق به كيستى ؟ گفت : از آن حميريان نكوكارم باز پرسيدند پس از آن ؟ گفت پادشاهى من از حبشيان شرور است باز پرسيدند پس از آنها ؟ گفت پادشاهى من از ايرانيان آزاده است باز پرسيدند پس از آن ؟ گفت پادشاهى من از قرشيان تاجر است باز پرسيدند پس از آن ؟ گفت پادشاهى من از حميريان صحرانشين است اين قوم اندكى در آن جا درنگ ميكنند ، كه از آن دم