المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
433
مروج الذهب ( فارسى )
ذكر مردم يمن و نسبهايشان و آنچه كسان در اين باب گفتهاند كسان در نسب قوم قحطان اختلاف كردهاند هشام بن كلبى از پدرش و شرقى بن قطامى نقل كرده كه آنها بر اين رفته بودند كه قحطان پسر هميسع بن نبت بود و او نابت بن اسماعيل بن ابراهيم خليل بود و بر اين گفتار به بعضى احاديث استدلال ميكردند از جمله حديثى كه از پيمبر صلى الله عليه و سلم آوردهاند و هشام از پدرش از ابن عباس و هيثم از كلبى از ابى صالح روايت كردهاند كه پيمبر صلى الله عليه و سلم بر جوانان انصار گذشت كه مشغول مسابقه تير اندازى بودند و فرمود : « اى بنى اسماعيل تير بيندازيد كه پدرتان نيز تيرانداز بود و من با ابن ادرع هستم ، ابن ادرع مردى از خزاعه بود ، در اين هنگام همه تيرهاى خود را به زمين ريختند و گفتند « اى فرستاده خدا هر كه تو با وى باشى مسابقه را ميبرد » فرمود « تير بيندازيد من با همه شما هستم » مسعودى گويد : و ديگر فرزندان قحطان از حمير و كهلان منكر اين گفتارند و آن را نميپذيرند و گروهى از آنها در مورد نسب خويش بر اين رفتهاند كه قحطان همان يقطن است كه معرب كرده و قحطان گفتهاند . ابن كلبى آورده كه نام يقطن در تورات جبار بن عابر بن شالخ بن ارفحشذ بن سام بن نوح است آنچه درباره نسب مردم يمن واضح است و قوم كهلان و حمير دو فرزند قحطان تاكنون بگفتار و كردار معتقد آن هستند و حاضر از گذشته و كوچك از بزرگ نقل مىكند و تواريخ قديم عرب و اقوام ديگر را نيز مطابق آن يافتهام و