المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
419
مروج الذهب ( فارسى )
اين باب گفت : « اى عمرو در مكه و اطراف خانه خدايان متعدد نهادهاى اينجا هميشه خداى يگانه داشته ولى تو براى خانه ميان مردم خدايان بسيار قرار دادهاى بايد بدانى كه خداوند در آينده براى خانه پردهدارانى جز شما بر ميگزيند . » عمرو بن لحى سيصد و چهل و پنج سال عمر كرد . توليت خانه با خزاعه بود و قوم مضر سه سمت داشتند مردم را از عرفه بيارند و فرداى روز قربان با مردم به منى روند و اين سمت از آنها به ابو سياره رسيد و ابو سياره چهل سال براى رفتن از مزدلفه به منى بر خر خود سوار ميشد و هرگز وانماند و عربان به مثل ميگفتند « سالمتر از خر ابو سياره » يكى از شعرا درباره ابو سياره گويد : ما از ابو سياره دفاع كرديم « تا بمنى آمد و خرش را ميراند « و رو به قبله داشت و همسايهاش را ميخواند » و ديگر از سمتهاى سهگانه مضر تاخير ماههاى حرام بود ، كه آن را نسىء و عامل آن را ناسى گفتند و ناسيان از بنى مالك بن كنانه بودند و اول ناسى ابو - القلمس حذيفة بن عبد بود و پس از او پسرش قلع بن حذيفه بود وقتى اسلام بيامد آخريشان ابو ثمامه اين سمت داشت و چنان بود كه عربان وقتى از حج فراغت مييافتند و قصد رفتن داشتند بنزد ناسى ميشدند و او در ميان قوم به پا ميخاست و ميگفت « خدايا من يكى از دو صفر يعنى صفر اول را حلال كردم و صفر ديگر را بسال بعد موكول داشتم . . . » و چون اسلام بيامد ماههاى حرام بوضعى كه در اول ميبوده بود بازگشت و اين گفتار پيمبر صلى الله عليه و سلم است كه فرمود « بدانيد كه زمان بگشت و به وضع آن روز كه خدا آسمانها و زمين را بيافريد قرار گرفت » و مطالب ديگر كه وى عليه السلام در اين حديث بگفت تا آخر و خدا