المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
416
مروج الذهب ( فارسى )
از اين بليهاى نيست كه پيمبر صلى الله عليه و سلم از ايشان نيست با اين ترتيب نبطيان بنزد خداوند فضيلت حرمان نعمت و تحمل بلا دارند . مسعودى گويد : و چون اشخاص مذكور بدون پروا نبطيان را بر فرزندان قحطان و عدنان كه فضيلت و شرف پيمبرى و شاهى و عرب از ايشان بوده است ترجيح دادهاند باحتجاج از جانب قحطان و نزار بايشان گفتهاند « اگر نبطيان بسبب اين بليه كه خداوند به نبط داده و پيمبرى را از آنان سلب كرده و نعمت انتساب پيمبر صلى الله عليه و سلم را بعرب داده از عرب برترند عربان توانند به همين تعليل كه نبطيان توسل جستهاند توسل جويند و گويند باز هم ما بهتر از نبطيانيم زيرا خدا نعمت شدت بليه را كه بسبب سلب پيمبر صلى الله عليه و سلم به نبطيان داده بما نداده پس باز هم نبطيان دون عربانند زيرا عرب با فضيلت انتساب پيمبر صلى الله عليه و سلم فضيلت حرمان از فضيلت نبط را نيز كه بىنصيبى از انتساب پيمبر صلى الله عليه و سلم است حائز گشتهاند بنابر اين باز هم عرب بهتر از نبط است و اگر اين دليل بنفع ايشان درست باشد به ضرر ايشان نيز درست است و اين اشكال بر گفته ايشان وارد است و اين تعليل همسنگ تعليل ايشانست كه درباره برترى نبط بر عرب آوردهاند . » و ما اختلاف كسان را درباره نسب و اينكه فضيلت به نسب است يا به عمل است نه نسب و آنها كه گفتهاند نسب و عمل با هم و كسانى كه گفتهاند عمل نه نسب با گفتار شعوبيان و غير شعوبيان در كتاب « المقالات فى اصول الديانات » آوردهايم . ابو الحسن احمد بن يحيى در كتاب خويش فى الرد على الشعوبيه دلايل بسيار آورده در اين باب كه آيا بندگانى را كه خدا برگزيده و بر خلق خويش ترجيح داده از راه ثواب بوده يا فقط تفضيل بوده است گويد « اگر كسى پندارد كه اين به جهت ثواب بوده از حدود گفتار و مخاطبات معمول عرب برون شده زيرا به كسى دستمزد مزدور را بپردازد و پاداش كارگر را بدهد نميگويند فلانى عطائى خاص به فلان داد بلكه اين سخن هنگامى گويند كه عطا بىعمل دهد و بدون گناه