المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

391

مروج الذهب ( فارسى )

بوهاى خوش بهتر است و استعمال و استشمام آن در مرد و زن شهوت و رغبت و هيجان انگيزد و طرب و نشاط و خوشدلى آرد . بسيارى دليران و شجاعان هند هنگام جنگ از اين روغن به كار برند كه بنظرشان دل را شجاع و جان را نيرومند كند و به هجوم وادارد و بيشتر اين قسم عرق در پيشانى فيل موقعى از سال پديد ميايد كه به حال شهوت و هيجان است در اين موقع فيلبان و مراقبان از آن گريزان شوند كه ما بين آشنا و نا آشنا تفاوت نگذارد و چون فيل چنين شود كه گفتيم بدره‌ها و كوهها و جنگلها رود و از محل خود دور شود و از وطن غيبت كند و چون به نشان يعنى كرگدن رسد كرگدن در اين هنگام از فيل بگريزد و بدانجا كه هست قرار نگيرد زيرا فيل به حالت مستى است و ادراك ندارد و كرگدن را كه سابقاً از آن حذر ميكرد نشناسد و چون اين فصل سال بگذرد و به خود آيد و يك ماه و گاهى بيشتر راه طى كند تا به محل خود رسد و همچنان در بقيه مستى باشد آنگاه به اندازه همان مدتى كه هيجان داشته عليل باشد و اين حالت براى پيلان نر و جسور و شجاع رخ دهد . سابقاً درباره آهوى مشك سخن داشته‌ايم و اين ناحيه را عجايب و بركات ديگر هست كه از تذكار آن خوددارى ميكنم و آنچه گفتيم نمونه نگفته‌هاست . هنديان درباره پيدايش اين قسم بوى خوش كه در اين حالت از فيل پديد ميايد و تفاوت فيل با حيوانات ديگر و اينكه وقتى براى آب خوردن به بركه يا جوى رود و آب صاف باشد بنالد گفتگوها دارند و قصه چنانست كه فيل آب صاف را به هم زند و تيره كند و از خوردن آب صاف خوددارى كند و اين حالت در بيشتر اسبان نيز يافت شود كه چون آب صاف باشد دست بزند و آب را تيره كند آنگاه بياشامد و در اين جهت اسب بخلاف ديگر حيوانات با فيل همانند باشد شايد براى اينست كه صورت خويش را در آب صاف و روشن ببيند و خواهد بوسيله تيره كردن آب آن را محو كند كه تصوير در آب تيره نمودار نباشد . اغلب شتران نيز همين رفتار دارند و شايد علت آن جز اينست كه