المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

383

مروج الذهب ( فارسى )

ديگر اقوام حبش چون زغاوه و كوكو و قراقر و مديده و مريس و مبرس و ملانه و قوماطى و دويله و قرمز و ساير اقوام حبش هر كدام پادشاهى و پايتختى دارند و ما ذكر همه سياهان را با طوايف و مساكن و موقعيت مملكتشان و اينكه چرا موهايشان مجعد و رنگشان سياه شده با اخبارشان و اخبار ملوكشان و عجايب سرگذشت و فروع نسبشان در كتاب اخبار الزمان در فن اول از فنون - سىگانه آورده‌ايم و آنچه را كه از اخبار اين قوم در كتاب اخبار الزمان نياورده‌ايم در كتاب اوسط ياد كرده‌ايم و در اين كتاب چيزهائى را كه ترك آن ميسر نبود و كتاب را از آن خالى نميشد گذاشت ياد كرديم . مسعودى گويد : وقتى عمرو بن عاص مصر را گشود عمر بن خطاب به دو نوشت كه با نوبيان جنگ كند و مسلمانان با آنها پيكار انداختند و نوبيان را تيراندازان ماهرى يافتند و عمرو بن عاص بمصالحه آنها تن نداد تا از حكومت مصر بر كنار شد و عبد الله سعد حكومت يافت و با آنها بر سر تعداد معينى اسير از اسيرانى كه اين پادشاه مجاور مسلمانان از ديگر اقوام نوبه كه در صدر اين باب ياد كرده‌ايم چون شاه مريس و ديگران ميگيرد مصالحه كرد و دريافت اين اسيران رسم جارى هر ساله شد كه تاكنون به حاكم مصر تسليم ميكنند . مردم مصر و نوبه اين اسيران را بقط گويند و شمارشان سيصد و شصت و پنج است كه به نظر من بر اساس روزهاى سال تعيين شده است اين متعلق به بيت المال مسلمانان است به شرط آنكه ميان آنها و نوبيان صلح باشد . حاكم مصر نيز چهل سر اسير جداگانه ميگيرد و نايب وى كه در ولايت اسوان و مجاور نوبه مقيم است و دريافت اين بقط يعنى اسيران به عهده اوست بجز ان چهل سر بيست اسير ميگيرد و حاكم مقيم اسوان كه با امير اسوان براى دريافت بقط حضور مىيابند بجز بيست سر اسير ، پنج سر ميگيرد و دوازده شاهد عادل كه از مردم اسوان موقع دريافت بقط همراه حاكمند دوازده سر ميگيرند اين رسمى است كه از صدر اسلام از موقع مصالحه ميان مسلمانان و