المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
380
مروج الذهب ( فارسى )
است كه در ولايتشان فراوانست در هند نيز موز بسيار هست و بيشتر خوراك زنگان ذرت است با گياهى بنام كلارى كه همانند قارچ است و از زمين مىچينند و در ولايت عدن و آن قسمت از اراضى يمن نيز كه اطراف آنجاست فراوانست اين كلارى همانند ريواس است كه در شام و مصر يافت مىشود و هم از جمله خوراك ايشان عسل و گوشت است و هر يك از آنها گياه يا حيوان يا جمادى را كه دوست دارد بپرستد جزايرشان به دريا بىشمار است و در آنجا نارگيل هست كه خوراك همه زنگان است و يكى از اين جزاير جزيرهايست كه تا ساحل زنگ يك يا دو روز فاصله دارد و در آنجا خلقى از مسلمانان بسر مىبرند كه نسل به نسل پادشاه مسلمان دارند و بطوريكه سابقاً نيز در همين كتاب گفتهايم نام جزيره قنبلو است . مردم نوبه دو گروهند گروهى در شرق و غرب نيل بر دو ساحل اقامت دارند و ولايتشان بسرزمين قبطيان مصر و صعيد اسوان و ديگر نواحى پيوسته است و قلمرو نوبيان بر ساحل نيل تا حدود علياى رود ميرسد و پايتختى ساختهاند كه شهر بزرگى است و دنقله نام دارد . گروه ديگر نوبيان علوه نام دارند و شهر بزرگى ساخته و آن را سريه ناميدهاند . مسعودى گويد : به ماه ربيع الاخر سال سيصد و سى و دو در فسطاط مصر كار تأليف كتاب باينجا رسيده بود و شنيدم كه پادشاه نوبه به شهر دنقله كابل بن سرور است كه پدران وى همه پادشاهى داشتهاند و قلمرو وى شامل ماقره و علوه است و شهرى كه از مملكت وى مجاور اسوان است مريس نام دارد كه باد مريسى منسوب بدانجاست و قلمرو اين پادشاه در ناحيه صعيد و ولايت اسوان به ديار مصر پيوسته است . قوم بجه نيز ما بين قلزم و نيل مصر اقامت دارند و طوايف گونهگونند و پادشاهى دارند و ديارشان معادن طلا دارد كه خاكه است و معادن زمرد نيز دارد دستههاى بجه بر اسبان تيزرو بديار نوبه حمله برند و غارت كنند و اسير گيرند