المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

381

مروج الذهب ( فارسى )

سابقاً مردم نوبه از قوم بجه نيرومندتر بودند تا اسلام ظهور كرد و گروهى از مسلمانان در معدن الذهب و ولايت علاقى و عيذاب مقيم شدند و خلق بسيار از عرب ربيعه بن نزار بن معد بن عدنان در اين نواحى سكونت گرفتند و نيرومند شدند و با مردم بجه مزاوجت كردند و قوم بجه بخويشاوندى مردم ربيعه قوت گرفت مردم ربيعه نيز بهمدستى قوم بجه از دشمنان مجاور خود كه مردم قحطان و نضر بن نزار و ساكنان آن نواحى بودند نيرومندتر شدند در وقت حاضر يعنى سال سيصد و سى و دو صاحب معدن ابو مروان بشر بن اسحاق است از طايفه ربيعه كه با سه هزار كس از ربيعه و بستگان مصرى و يمنى سوار شود و سى هزار نيزه‌دار اسب سوار بجه كه همه سپر بجاوى دارند و اينان طايفه داربه باشند و از همه مردم بجه فقط آنها مسلمانند و بقيه بجه كافرند و بت خود را پرستش ميكنند . اما قوم حبشه اسم مملكتشان كعبر است و كعبر شهرى بزرگ است كه پايتخت نجاشى آنجاست و حبشيان شهرها و آباديهاى بزرگ و وسيع دارند . قلمرو نجاشى بدرياى حبشى پيوسته است و ساحل آنجا كه مقابل يمن است شهرهاى بسيار دارد از جمله شهرهاى ساحل حبشه زيلع و دهلك و ناصع است و در اين شهرها از مسلمانان خلق بسيار هست كه رعيت حبشه‌اند . از ساحل حبشه تا شهر غلافقه بر ساحل زبيد يمن يعنى پهناى دريا ما بين دو ساحل حبشه تا شهر غلافقه بر ساحل زبيد يمن يعنى پهناى دريا ما بين دو ساحل سه روز راهست بروزگار ذو نواس صاحب اخدود كه نامش به قرآن هست وقتى حبشيان بر يمن تسلط يافتند از همين جا از دريا گذشتند در وقت حاضر فرمانرواى زبيد ابراهيم بن زياد فرمانرواى حرملى است و كشتيهاى وى بساحل حبشه رفت و آمد مىكند و تجار با كالا بر آن سوار ميشوند و ميان او با حبشه صلح است اين جاى دريا ميان دو ساحل يعنى ساحل يمن و ساحل حبشه از همه جا كم عرض‌تر است و ما بين اين دو ساحل جزيره‌هاست از جمله جزيره عقل است كه گويند در آنجا آبى بنام عقل هست كه كشتيبانان از آن نوشند و در قريحه و هوش اثر نكو دارد يكى از فيلسوفان قديم تأثير و خاصيت اين آب