المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
358
مروج الذهب ( فارسى )
زبرجد بود و صورت بعضى ديگر از طلا و نقره بود يكى از اين مجسمهها را شكستند كه در دل آن بتهاى خاكى و پيكرهاى فانى بود و پهلوى هر مجسمه يك قسم ظرف به شكل طلسم خانه و ابزارهاى ديگر از سنگ سپيد و مرمر بود و در ظرف يك نوع ماهى بود كه مرده درون مجسمه چوبى را با آن اندود كرده بودند و بقيه مايه در ظرف بجا بود و مايه داروى سائيده شده و مخلوط معمولى بود كه بو نداشت يكى از ظرفها را روى آتش نهادند و بوهاى خوش از آن برخاست كه به هيچ يك از بوهاى خوش مانند نبود و هر مجسمه چوبى را به صورت كسى كه درون آن بود به سن و قيافههاى مختلف ساخته بودند و در مقابل هر يك از اين مجسمهها يك مجسمه از سنگ مرمر يا سنگ سبز به شكل بت بوضعى كه در عبادت مجسمهها و تصويرها معمول بوده است جاى داشت و مجسمههاى سنگى نوشتهها داشت كه هيچ يك از پيروان شرايع مختلف به خواندن آن وارد نبود . بعضى مطلعان گفتند از وقتى كه اين خط از مصر بر افتاده چهار هزار سال ميگذرد و اين قضيه معلوم ميدارد كه اينان يهود و نصارى نبودهاند . ضمن حفارى جز همين مجسمهها چيزى بدست نيامد و اين بسال سيصد و بيست و هشت بود . همه حكام مصر از سلف و خلف تا احمد بن طولون و غيره تا وقت حاضر يعنى سال سيصد و سى و دو در خصوص دفينهها و اموال و جواهرى كه بدوران ايشان استخراج شده و چيزها كه از قبور بدست آمده اخبار جالب دارند كه در تأليفات سابق خود گفتهايم و بالله التوفيق .