المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

350

مروج الذهب ( فارسى )

آن را بهتر داند . مسعودى گويد از مردم شهر اخميم كه در ولايت صعيد مصر است مكرر شنيده‌ام كه ابو الفيض ذو النون نون بن ابراهيم مصرى اخميمى زاهد كه حكيم بود و طريقت و مذهب خاص داشت و خبر اين طلسم خانه‌ها را توضيح ميكرد و بسيارى نقشها و نوشته‌هاى آن را آزموده بود او گفته بود كه در يكى از طلسمخانه‌ها نوشته‌اى ديدم و در آن تأمل كردم چنين بود « از بندگان آزاد شده و نو رسيدگان مغرور و سربازان مسلوب الاختيار و نبطى عرب مآب بپرهيزيد » و هم او گويد « و در يكى ديگر نوشته‌اى ديدم و تأمل كردم چنين بود « تقدير را معين ميكنند و قضا خنده مىزند » به پندار وى در دنبال آن نوشته‌اى به همان خط و به اين مضمون بوده است « بوسيله ستارگان تدبير ميجوئى و نميدانى كه خداى ستاره هر چه بخواهد مىكند » . قومى كه اين طلسم خانه‌ها را بوجود آورده پيوسته در احكام نجوم نظر داشته و در معرفت اسرار طبيعت دقيق بوده و از دلالت احكام نجوم بدانسته كه طوفانى در زمين رخ ميدهد اما درست نميدانستند كه اين طوفان چگونه خواهد بود آيا آتشى است كه هر چه روى زمين هست بسوزاند يا آبى است كه غرق كند يا شمشيرى است كه مردم زمين را معدوم كند و بيم داشتند با فناى مردم علوم فانى شود و اين طلسم خانه‌ها را بساختند و علوم خويش را بوسيله تصوير و مجسمه و نوشته در آنجا ثبت كردند . و دو قسم بناى گلى و سنگى ساختند كه بناهاى گلى از بناهاى سنگى جدا بود گفتند اگر طوفان منتظر ، آتش است بناهاى گلى محكم و پخته شود و اين علوم بماند و اگر طوفانى كه ميايد آب باشد بناهاى گلى را ببرد و بناهايى كه با سنگ ساخته شده بماند و اگر طوفان شمشير باشد هر دو قسم بناهايى كه با سنگ ساخته شده بماند و اگر طوفان شمشير باشد هر دو قسم بناى گلى و بناى سنگى بماند . بطوريكه گفته‌اند و خدا بهتر داند اين پيش از طوفان بوده است و بقولى بعد از طوفان بوده است . طوفانى كه