المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
343
مروج الذهب ( فارسى )
زمين منهى است اما سنگ لاهون از روى سنگ كه ما بين دو طاق است تا ناحيه لاهون - و لاهون همان دهكده است - از روى سنگ تا دهكده شصت درجه است و بسا باشد كه آب منهى كم شود و بعضى درجهها نمودار شود در ديوار سنگ دريچهها هست كه اكنون از بعض آن آب برون مىشود و بعضى پيدا نيست از روى سنگ كه ميان دو طاق است تا دهكده بندى هست كه از زير درجهها ميگذرد و آب از دريچه سنگ به فيوم وارد مىشود و دهانهها را چنان ساختهاند كه آب از آنجا برون شود و وقتى آن را ببندند آب از سنگ بالاتر نرود بنابر اين سنگ لاهون را به حساب دقيق ساختهاند كه به اندازه حاجت فيوم آب از آن ميگذرد . بناى سنگ لاهون از چيزهاى شگفتانگيز و بناهاى محكم است كه روى زمين بجا خواهد ماند و حركت و زوال نخواهد ماند و حركت و زوال نخواهد داشت كه مطابق هندسه ساخته شده و بحكمت استوار شده بوقت سعد نصب شده است بسيارى مردم ديار ما گفتهاند كه يوسف عليه السلام آن را بوحى بنا كرده است و خدا بهتر دادند . و ملوك جهان چون بر ديار ما تسلط يابند و سرزمين ما را به تصرف آرند بديدن آنجا روند كه خبر آن به همه جا رسيده و شگفتى بنا و استحكام آن در ميان خلق انتشار يافته است . » اين مرد از قبطيان مصر بود و دين نصارى و مذهب يعقوبى داشت يك روز سلطان احمد بن طولون با يكى از اهل نظر كه در مجلس حضور داشت بگفت تا دليل صحت دين نصرانى را از او بپرسد و چون بپرسيد جواب داد « دليل بر صحت اين دين همين است كه به نظر من متناقض ميماند و بسبب همين تناقض عقل آن را نميپذيرد و خاطر از آن بيزار است و نظر تأييد آن نميكند و بديده تامل و دقت هيچگونه برهان عقلى و حسى پشتيبان آن نيست معذالك مىبينم كه اقوام بسيار و پادشاهان بزرگ كه معرفت و رأى نكو دارند پيرو آن شدهاند و معتقد آنند و بدانستم كه آنها دين نصرانى را با وجود تناقض مذكور از اين جهت پذيرفتهاند و