المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
333
مروج الذهب ( فارسى )
آغاز مىشود و در ماه ابيب كه تموز است و مسرى كه آب است ادامه دارد و اگر آب زياد باشد در همه ماه توت كه ايلول است دوام دارد و اگر طغيان نيل به شانزده ذراع باشد خراج سلطان تمام باشد و مردم حاصل بردارند ولى يك چهارم ولايت تشنه باشد و براى حيوانات زيان آور است كه چراگاه و علف نيست و بهترين طغيانها كه براى همه ولايت سودمند است هفده ذراع است كه ولايت را كفايت كند و همه زمينها سيراب شود و اگر از هفده ذراع بگذرد و بهيجده ذراع و بيشتر رسد يك چهارم سرزمين مصر دريا مانند شود و اين ، بعضى املاك را زيان رساند به علت زير آب رفتن كه گفتيم و جهات ديگر و چون طغيان به هيجده ذراع رسد وقتى برود در مصر و با شود و حد اكثر طغيانها همان هيجده باشد يك بار نيز بسال نود و نه در خلافت عمر بن عبد العزيز طغيان به نوزده ذراع رسيد . طول ذراع در محاسبه طغيان نيل تا دوازده ذراع ، بيست و دو انگشت است و چون از دوازده ذراع بالا افتاد بيست و چهار انگشت است . حد اقل آبى كه ممكنست روى مقياس نيل باشد سه ذراع است و سالى كه چنين باشد كم آبيست ذراع سيزدهم و چهاردهم را منكر و نكير گويند و اگر آب به اين مقدار طغيان كند مردم مصر از كم آبى فغان كنند و اگر آب از اين حد بگذرد يعنى ذراع سيزدهم و چهاردهم و نيم از ذراع پانزدهم بالا رود مردم مصر از كم آبى شكايت كنند و همه ولايت خسارت بيند مگر آنكه خدا عز و جل اجازه دهد و آب فزونى گيرد و اگر پانزده كامل شود و بشانزده رسد براى بعضى مردم سودمند باشد و آن سال از كم آبى شكايت نباشد ولى مايه نقص خراج سلطان شود . ترعههاى مهم كه در املاك مصر هست چهار است و نام آن چنين است ترعه ذنب التمساح ، ترعه بلقينه ، خليج سردوس و خليج ذات الساحل و اگر آب فراوان باشد اين ترعهها را در عيد صليب كه چهاردهم ماه توت يعنى ايلول است باز كنند قصه نام گزارى اين روز را كه عيد صليب نام گرفته سابقاً در همين كتاب آوردهايم . نبيذ