المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

332

مروج الذهب ( فارسى )

زياد نشود و نقصان نيايد بلكه فزونى و كاهش آن از چشمه‌هاى فراوان و مكرر است » قبطيان گويند زيادت و نقصان نيل از چشمه‌هاى ساحل آنست و هر كه مسافرت كند و بقسمتهاى بالاى نيل برسد تواند ديد » و هم گفته‌اند كه هرگز آب نيل فزون نشود بلكه طغيان آن از باد شمال است كه چون مكرر وزد آب را نگهدارد و روى زمين جارى شود . و ما اختلاف كسان را از سلف و خلف درباره نيل و طغيان آن با ديگر رودهاى بزرگ و درياها و درياچه‌ها با شرح و تفصيل در فن دوم كتاب اخبار الزمان آورده‌ايم و در اينجا بتكرار آن نياز نيست . مصر از نواحى مهم و ولايتهاى معتبر است خداوند تعالى بحكايت گفتار فرعون فرموده « مگر ملك مصر و اين نهرها كه زير پاى من جارى است از من نيست مگر نمىبينيد » و هم او عز و جل بحكايت گفتار يوسف عليه السلام فرموده « مرا خزانه‌دار اين سرزمين كن كه امينم و دانا » كه مقصود مصر بود . از همه رودهاى دنيا تنها نيل مصر كه بزرگ و دريا مانند است دريا خوانده مىشود و ما خبر كوه قمر را كه آغاز نيل از آنجاست و اينكه اثر ماه هنگام بدر و محاق و روشنى و تيرگى در زيادت و نقصان آن نمودار است در كتابهاى سابق خود آورده‌ايم . از زيد بن اسلم آورده‌اند كه گفتار خداى تعالى كه فرمايد « فان لم يصبها وابل فطل » مربوط بديار مصر است كه اگر باران تند نبارد كشت آن نكو شود و اگر باران ببارد ضعيف شود و يكى از شاعران به وصف مصر و نيل گويد : « اما مصر كار مصر عجيب است و نيل آن از جنوب جريان دارد . » آنجا مصر يعنى شهر و ديار است و نام آن نيز مصر است و ديگر شهرها را بتقليد نام آن مصر گفته‌اند به نظر علماى بصره كلمه مصر عام از نام خاص مصر مايه دارد عمرو بن معدى كرب گويد : « و نيل با مد پر آب شده و باد صبا بر آن وزيده و جريان يافته است . » مسعودى گويد : تنفس و طغيان نيل از نيمه ماه بوونه كه حزيران است