المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
322
مروج الذهب ( فارسى )
خطا و فريب است كه ديارت نزديك باشد يا محلت دور باشد پيشوا بدرهم كوفتن تو تواناست اگر هم ما غافل باشيم پيشوا از چيزى كه آن را با دور انديشى راه ميبرد و ميگرداند ، غافل نيست شاهى كه شخصاً براى جهاد آماده است دشمنش هميشه بدست او مقهور است اى كه بكوشش خود خشنودى خدا ميطلبى و هيچ خاطرى از خدا نهان نيست كسى كه با پيشواى خود نادرستى كند نصيحت سودش ندهد اما نصيحت نصيحتگرانش مايه سپاس است خيرخواهى پيشوا بر همه مردم واجب است و براى خيرخواه ، جبران گناه و مايه سرفرازيست . » و اين قصيدهاى دراز است و چون بخواند رشيد گفت راستى چنين كرده است و بدانست كه وزيران تدبير كردهاند و آماده شد و سوى او حمله برد و نزديك هرقله فرود آمد و اين بسال يكصد و نود بود . ابو عمير عدى بن احمد بن عبد الباقى ازدى براى من نقل كرد كه رشيد وقتى ميخواست بنزديك قلعه هر قله فرود آيد مردم دربندها و از جمله دو شيخ دربندهاى شام مخلد بن حسين و ابو اسحاق فزارى مؤلف كتاب السير همراه وى بودند . رشيد با مخلد بن حسين خلوت كرد و گفت « درباره فرود آمدن ما بنزد اين قلعه چه ميگوئى ؟ » گفت « اين نخستين قلعه رومى است كه با آن روبرو ميشوى و در كمال قوت و استحكام است كه اگر فرود آئى و خدا فتح آن آسان كند پس از آن گشودن هيچ قلعه مشكل نباشد » او را مرخص كرد آنگاه ابو اسحاق فزارى را بخواند و با او همان گفت كه با مخلد گفته بود و او گفت « اى امير مؤمنان اين قلعهايست كه روميان در گلوگاه دربندها ساخته و آن را يكى از دربندهاى خود كردهاند و مردم آن سكونت ندارند اگر آن را بگشايى غنيمتى در آن نيست كه به همه مسلمانان و اگر گشودن آن ميسر نشود خلاف تدبير است . رأى من اينست كه امير مؤمنان جانب يكى از شهرهاى بزرگ روم عزيمت كند كه اگر مفتوح شود غنايم آن به همه مسلمانان رسد و اگر ميسر نشود معذور باشيم » رشيد گفتار مخلد را پسنديد