المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
312
مروج الذهب ( فارسى )
مسلمه هنگام محاصره قسطنطنيه بر سر اين چشمه فرود آمده بود و كشتيهاى مسلمانان همانجا به دو رسيد . دهانه خليج در طرف درياى شام و انتهاى مصب آن بسيار تنگ است و در آنجا برجى هست كه مردان آن بدورانى كه كشتيهاى اسلام بروميان حمله ميبرد از كشتىهاى مسلمانان جلوگيرى ميكرد ولى اكنون كشتيهاى رومى بديار اسلام حمله مىكند . و قبلا و بعداً كار بدست خداست ابو عمير عدى بن احمد بن عبد الباقى ازدى كه در سابق و حال شيخ در بندهاى شامى بوده است و مردى محقق است به من گفت كه وقتى درين خليج براى صلح و فديه اسيران بقسطنطنيه ميرفت جريان و عبور آب از طرف درياى مايطس واضح بود بنا باشد در آبهاى مجاور درياى شام نيز نمودار باشد كه آب آرام است و اين دليل پيوستگى آب دو درياست و ميگفت كه وى از درياى روم نيز وارد اين خليج شده است از اهل تحقيق كه با غلام زرافه در پيكار سلوقيه شركت كرده و وارد خليج قسطنطنيه شده و مسافتى دور در آن پيمودهاند مكرر شنيدهام كه در اين خليج آب در اوقات مختلف شب و روز همانند جزر و مد كمتر و بيشتر ميشده است و بر ساحل آن قلعهها و شهرهاست و چون كاهش آب را احساس كردهاند بسرعت از آنجا بدرياى روم راندهاند . بر مدخل خليج از طرف درياى روم شهرى هست كه بدهانه خليج بسيار نزديكست و خليج از دو طرف شرق و شمال قسطنطنيه را در برگرفته است طرف جنوب خشكى است طرف مغرب نيز خشكى است و درى از صفحات مس مطلا بتام در زرين آنجا هست . در طرف مغرب نيز چند بارو و يك قصر هست و بلندترين باروهاى طرف غرب در حدود سى ذراع و بقولى كمتر از اين است و كوتاهترين محل بارو ده ذراع است و باروى طرف جنوبى از همه جا بلندتر است و نزديك خليج فقط يك بارو هست كه قصر و مزغل و برجهاى بسيار دارد و هم به طرف دريا و خشكى در بسيار دارد و اطراف آن كليساى بسيار است گويند با روسى در دارد و بعضى پنداشتهاند كه يكصد در كوچك و بزرگ دارد قسطنطنيه شهرى