المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

313

مروج الذهب ( فارسى )

بد هواست كه بادهاى مختلف دارد و چون ما بين درياهاى متعدد است كه گفته‌ايم بدن را رطوبت دهد . مسعودى گويد : بدوران يونانيان و مدتى از دوران تسلط روم حكمت بسط و اوج داشت عالمان حرمت داشتند و حكيمان عزيز بودند و درباره طبيعيات و جسم و عقل و نفس و علوم چهارگانه يعنى ارثماطيقى كه علم اعداد است و جومطريقى كه علم مساحت و هندسه است و استرنومى كه علم نجوم است و موسيقى كه علم تركيب آهنگهاست نظرياتى ابراز ميداشتند و بازار علوم رايج و قلمرو آن روشن و آثار آن نيرومند و بناى آن و الا بود تا وقتى دين نصارى در كشور روم رواج گرفت كه آثار حكمت را محو كردند و رسوم آن را از ميان بردند و راههاى آن را كور كردند و آنچه را يونانيان عيان كرده بودند بظلمات كشاندند و مطالبى را كه قدماى يونان توضيح داده بودند تغيير دادند . و از جمله چيزهاى مهم كه من ترك كرده‌ام معرفت علم موسيقى است كه موسيقى غذاى روح و طرب‌انگيز و مشغول كننده است كه جان از شنيدن آن بطرب آيد و به تركيبات آن راغب باشد . حكيمان از اهميت موسيقى سخن آورده و گرانقدرى آن را تاييد كرده‌اند . اسكندر گويد : هر كه نواها را بفهمد از ساير خوشيها بىنياز شود فلاسفه گفته‌اند نغمه و آهنگ نمودار مدركات عالى است كه از دسترس منطق دور مانده و در قلمرو آن نبوده و كس بتوضيح آن قادر نبود و نفس آن را به صورت آهنگ بظهور آورده است و چون بظهور آورد از آن مسرور شد و طرب كرد و بدان عشق ورزيد . حكما چهار وتر را در مقابل طبايع چهارگانه آورده‌اند . زير در قبال صفرا دو دانك در قبال خون و سه دانك در قبال بلغم و برهم در مقابل سوداست و ما از موسيقى و موسيقى گران و نغمه و اقسام رقص و طرب و نواها و نسب نواها و اقسام موسيقى كه اقوام مختلف يونان و روم و سريان و نبط و سند و هند و ايران و ديگر اقوام داشته‌اند و تناسب نواها و وترها و