المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
273
مروج الذهب ( فارسى )
« خراسان آزاد » بود و حلقه طلا داشت و يادداشتها را با آن مهر ميزدند انگشتر سوم نگين جزع داشت و نقش آن يك سوار بود و حلقه طلا داشت كه كلمه الوحا را بر آن نقش كرده بودند و جوابهاى چاپار را با آن مهر ميزدند انگشتر چهارم نگين ياقوت گلى داشت و نقش آن « بمال خوشى توان كرد » بود و حلقه طلا داشت و حوالهها و نامههاى عفو ياغيان و مجرمان را با آن مهر ميكردند انگشتر پنجم نگين ياقوت گلى داشت و اين از همه انواع سرختر و صافتر و گرانقدرتر است و نقش آن « حره و خرم » يعنى « خرسندى و خوشبختى » بود و اطراف آن مرواريد و الماس بود و خزينه جواهرات و بيت المال خاص و خزينه زيور را با آن مهر ميكردند . انگشتر ششم نقش « عقاب » داشت و نامههاى ملوك آفاق را با آن مهر ميكردند و نگين آن آهن چينى بود . انگشتر هفتم نقش « مگس » داشت و داروها و غذاها و بوهاى خوش را با آن مهر ميكردند و نگين آن پادزهر بود . انگشتر هشتم نگين مرواريد داشت و نقش آن « سر گراز » بود و گردن محكومين بقتل را با نامههائى كه درباره خونبها فرستاده ميشد با آن مهر ميكردند انگشتر نهم آهن بود كه هنگام دخول حمام بدست ميكرد و نگين آبزن داشت . در اصطبل پرويز پنجاه هزار حيوان بود و بتعداد اسبان سوارى زينهاى طلاى مرواريد و جواهر نشان داشت در اصطبل وى هزار فيل بود كه يكى سفيدتر از برف بود و يك فيل بود كه دوازده ذراع بلندى داشت . فيل جنگى به اين بلندى بندرت يافت شود كه بيشتر فيلها از نه تا ده ذراع باشد . ملوك هند فيلهاى تنومند و بلند را بهاى گزاف دهند ممكن است فيلهاى وحشى سرزمين زنگ از آنچه گفتيم خيلى بلندتر باشد و اين را بقياس شاخ آن كه دندان گويند و از آنجا آرند توان دانست كه وزن دندان صد و پنجاه تا دويست من باشد و من دور طل بغداديست و هر چه دندان بزرگتر باشد پيكر فيل بزرگتر است . يك روز عيد پرويز برون شده بود و سپاه و عده و سلاح براى او رژه