المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
270
مروج الذهب ( فارسى )
آنجا بود به دو پيوست و بسيار كس از سربازان و قبايل به دو افزوده شد و بهرام چوبين كه عزيمت پرويز بدانست با سپاه خود بمقابله وى رفت و دو سپاه روبرو شد و جنگ به ضرر بهرام بود كه با تنى چند از ياران خود بحدود خراسان گريخت و نامه بخاقان پادشاه ترك نوشت و امان يافت و با كسانى كه همراه وى گريخته بودند و خواهرش كرديه كه در شجاعت و سواركارى همسنگ وى بود و در بسيارى جنگها به دو تكيه داشت بديار ترك رفت خسرو پرويز نيز بپايتخت خود رفت و سپاه موريقس را مال و مركب و جامه بخشيد و كمك ايشان را پاداش داد و دو هزار هزار دينار با هداياى بسيار و اموال فراوان از مصنوعات طلا و نقره براى او فرستاد و به همه وعدهها كه داده بود وفا كرد و تعهدات خويش بانجام رسانيد آنگاه پرويز حيلهاى كرد تا بهرام را در ديار ترك بكشند و او در آنجا بغافلگيرى كشته شد گويند يك مرد بازرگان پارسى سر او را به نيرنگ از مقبرهاى كه شاه ترك در آنجا بخاكش سپرده بود بربود و بياورد و بدربار پرويز در صحن قصر آويختند . كرديه نيز بهمراهى ياران بهرام كه بديار ترك بودند از آنجا برون شد و در راه با پسر خاقان حكايتها داشت و پرويز به دو نامه نوشت تا دائيش بسطام را كه مرزبان خراسان و ديلم بود بكشد . كرديه او را بكشت . پرويز دائى ديگر را نيز بعوض پدرش هرمز بكشت آنگاه كرديه بنزد وى رفت كه او را بزنى گرفت . ايرانيان در سرگذشت بهرام چوبين و اعمال جالب وى به ديار ترك در ايامى كه آنجا بود و نجات دادن دختر شاه ترك از حيوانى بنام سمع كه به قدر يك گورخر بزرگ بود و دختر را هنگام تفرج از ميان كنيزانش ربود و همه احوال بهرام از آغاز كار تا هنگام كشته شدن و نسب او كتابى جداگانه دارند . وزير پرويز كه در او نفوذ داشت و مدير امور وى بود يكى از حكماى ايران يعنى بزرگمهر پسر بختگان بود و چون سيزده سال از پادشاهى او بگذشت وزير را متهم كرد كه بزنديقان ثنوى مذهب متمايل است و بفرمود تا او را حبس