المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

265

مروج الذهب ( فارسى )

298 و هم او ميگفت : « اصلاح كار رعيت از فزونى سپاه در كار فيروزى مؤثرتر است و عدالت شاه از حاصلخيزى سال سودمندتر است » . و هم او ميگفت : « ايام خوشى چون چشم بهم زدن ميگذرد و ايام غم همانند ماههاست » . مسعودى گويد : انوشيروان سرگذشتها و خبرهاى نكو دارد كه همه را با حادثه‌ها كه در سفرهاى ديگر داشت و شهرها و قلعه‌ها كه ساخت و جنگاوران كه بدربندها گماشت ، در كتابهاى سابق خود آورده‌ايم . آنگاه پس از وى هرمز پسر انوشيروان پسر قباد پادشاهى يافت . مادرش فاقم دختر خاقان پادشاه ترك بود و بقولى دختر يكى از شاهان خزر مجاور باب و ابواب بود و پادشاهيش دوازده سال بود . وى با خواص مردم ستم پيش گرفت و بعوام متمايل شد و آنها را تقرب افزود و فرومايگان و اوباش را پر و بال داد و بر ضد خواص بر انگيخت . گويند وى در مدت پادشاهيش سيزده هزار مرد بنام از خواص ايران را بكشت . بسال دوازدهم شاهى هرمز كار ملك پراكنده شد و اركان آن بلرزيد و دشمنان رو سوى او كردند و ياغى وى بسيار شد وى احكام موبدان را از ميان برداشته بود و روش معقول و شريعت قديم ويرانى گرفته بود و اصول را تغيير داده و رسوم را محو كرده بود . از جمله كسانى كه رو سوى وى آورده بودند شيابة بن شيب يكى از ملوك بزرگ ترك بود كه چهار صد هزار سپاه همراه داشت و بولايت هرات و بادغيس و بوشنگ خراسان فرود آمد و هم از اطراف ملك طرخانان خزر با سپاهى بزرگ هجوم آوردند ملوك حدود جبل قبخ نيز كه با هم صلح كرده و خونهاى فيما بين را بخشيده بودند با سپاه فراوان در نواحى مجاور خود تاخت و تاز آغاز كردند . يكى از بطريقان شاه روم نيز با هشتاد هزار سپاه بحدود جزيره آمد از جانب يمن نيز سپاهى بزرگ از مردم قحطان و معد بسردارى عباس معروف به احول و عمرو افوه بيامد و كار هرمز آشفته شد و موبدان