المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
255
مروج الذهب ( فارسى )
و نيك نامى ملت اسلام بر قرار ماند و اقوامى كه بروزگاران بعد آيند بر اين بناى بزرگ بنگرند و گويند قومى كه قوم سازنده اين بنا را مغلوب كرده و رسوم آن بر انداخته و ملكش بگرفته قومى بزرگ و دلير و گردنفراز بوده است اما در خصوص جواب دوم چون خبر يافتم كه ويرانى ايوان را آغاز كرده و در اين كار فرو مانده خواستم ناتوانى از ملت اسلام دور كرده باشم تا كسانى كه بروزگار آيند نگويند اين قوم از ويران كردن بنايى كه ايرانيان ساخته بودند ناتوان بود » و چون رشيد سخن او بشنيد گفت : « خداى تعالى او را بكشد كه هر وقت هر چه از او شنيدم درست بود » و از ويرانى ايوان چشم پوشيد . و هم شاپور بود كه شهر نيشابور را بخراسان و ديگر شهرها بفارس و عراق بنياد كرد . بعد از شاپور پسر هرمز ، برادرش اردشير پسر هرمز پادشاه شد و مدت پادشاهيش تا هنگام خلع چهل سال بود آنگاه پس از او شاپور پسر شاپور پنج سال و بقولى پنج سال و چهار ماه پادشاهى كرد و با قوم اياد بن نزار و ديگر اقوام عرب جنگها داشت . شاعر ايادى در اين باره گويد « بر رغم شاپور پسر شاپور بدور قبههاى اياد اسب و گوسفند هست » . گويند اين شعر را كسانى گفتهاند كه از كشتار شاپور ذو الاكتاف بديار روم گريخته بودند ، چنان كه بگفتيم ، سپس بديار خويش بازگشتند و به قوم ربيعه از فرزندان بكر بن وائل پيوستند . قوم ربيعه بر سياه بوم تسلط يافته بود و بقلمرو شاپور حمله ميبرد و شاعر ايادى شعر مذكور را در اين باره گفت . اياد جزو ربيعه بود و جز اين نيز گفتهاند و خدا بهتر داند كه درست چيست . پس از او بهرام پسر شاپور پادشاهى يافت و مدت شاهيش ده سال و بقولى يازده سال پس از او يزدگرد پسر شاپور كه بنام خطا كار معروفست پادشاهى يافت و مدت شاهيش تا وقتى بمرد بيست و يك سال و پنج ماه و هيجده روز و بقولى بيست و دو سال دو ماه كم بود آنگاه پس از او بهرام پسر