المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

241

مروج الذهب ( فارسى )

زاهدان و عالمان دين و ديگر رشته‌هاى فلسفه را به حال خود گذاشت ولى طبقه مطربان را تغيير داد و كسانى را كه بطبقه متوسط بودند بطبقه بالا برد و طبقه پائين را بطبقه ميانه جا داد و مراتب را دگرگون كرد و چون به مطربان كه مايه نشاط او بودند دلبستگى داشت ترتيب اردشير بابكان را درباره آنان بهم زد و شاهان بعد از او نيز به همين روش بودند تا خسرو انوشيروان كه مرتبه مطربان را به ترتيبى كه در ايام اردشير بابك بوده مقرر كرد . از دوران اردشير همه شاهان ايران از نديمان روى نهان داشتند و ما بين شاه و طبقه اول بيست ذراع فاصله بود زيرا پرده‌اى كه جلو شاه بود با شاه ده ذراع و تا طبقه اول نيز ده ذراع فاصله داشت . پرده‌دار يك اسواران زاده بود كه او را خرم باش ميگفتند و چون او ميمرد يك اسواران زاده ديگر را كه تربيت يافته بود به پرده‌دارى ميگماشتند و بدين نام ميخواندند و هر كه برتبه پرده‌دارى ميرسيد و اين مقام مييافت نام خرم باش داشت و چون شاه با نديمان و معاشران مىنشست خرم باش يكى را ميگفت تا از فرازترين جاى قصر بانك بردارد و بآواز بلند كه همه حاضران توانند شنيد بگويد : اى زبان سر خود را مصون دارد كه امروز با پادشاه نشسته‌اى . آنگاه فرود ميامد و هر روز كه شاه به سرگرمى و طرب مىنشست اين رسم معمول بود و نديمان بىصدا بدون آنكه با سر و دست به جائى و چيزى اشاره كنند بجاى خود مىنشستند . آنگاه پرده‌دار نمايان ميشد و مىگفت اى فلان تو فلان و فلان آواز بخوان و اى فلان تو فلان و فلان نغمه را در فلان دستگاه موسيقى بزن . خليفگان اول بنى اميه و خليفگان اول بنى عباس نيز در مقابل نديمان نمايان نميشدند . اردشير بابك ولايتها معين كرد و شهرها پديد آورد و او را با مردمان پيمان بود و چون چهارده سال و بقولى پانزده سال از پادشاهى او بگذشت و زمين آرام گرفت و سامان يافت و ملوك را باطاعت آورد به دنيا بىعلاقه شد و بىثباتى و فريب