المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

240

مروج الذهب ( فارسى )

هيچكس از مصاحبان و معاشران ملوك به اندازه نديم محتاج داشتن اخلاق خوب و ادب كامل و دانستن نكات ظريف و لطايف جالب نيست تا آنجا كه نديم ميبايست با شرف ملوك ، تواضع غلامان و با عفت متعبدان ، ابتذال وقيحان و با وقار پيران بذله گوئى جوانان داشته باشد هر يك از اين صفات را بناچار ميبايدش داشت و از مقابل آن برى نميبايد بود و هم نديم ميبايد بسرعت ادراك چنان باشد كه از تجربه اخلاق بزرگمردى كه همدم اوست مكنون خاطر وى بداند و بدلالت نگاه و اشاره وى تمايلش را ادراك كند و نديم درست نباشد مگر از زيبائى و جوانمردى بهره‌ور باشد . زيبائى نديم اينست كه لباسش پاكيزه و بويش مطبوع و زبانش فصيح باشد و جوانمرديش اينست كه در رغبت نكويان شرمگين باشد و در انجمن موقر نشيند و گشاده‌رو باشد اما نه سبك سر ، و بكمال جوانمردى نرسد مگر آنكه از لذت شكيبا بود . اردشير طبقات كسان را مرتب كرد و هفت طبقه نهاد نخست ، وزيران و پس از آن موبدان كه نگهبان امور دين و قاضى القضاة و رئيس همه موبدان بود و آنها نگهبانان امور دينى همه كشور و عهده‌دار قضاوت دعاوى بودند . و چهار اسپهبدى نهاد يكى بخراسان ، دوم به مغرب ، سوم بولايت جنوب و چهارم بولايت شمال و اين چهار اسپهبد مديران امور ملك بودند كه هر كدام تدبير يك قسمت مملكت را به عهده داشتند و فرمانرواى يك چهارم آن بودند و هر يك از اينان مرزبانى داشت كه جانشين اسپهبد بود و چهار طبقه ديگر را از كسانى كه اهل تدبير بودند و كار ملك و مشورت حل و عقد امور با حضور ايشان ميشد ترتيب داد آنگاه طبقات نغمه‌گران و مطربان و آشنايان صنعت موسيقى را بنظام آورد . و ديگر ملوك خاندان ساسانى كه پس از او آمدند به همين رسم بودند تا بهرام گور كه او مراتب اشراف و شاهزادگان و متوليان آتشكده‌ها و متعبدان و