المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

226

مروج الذهب ( فارسى )

خليل عليهما السلام بود و همو بود كه علم استخراج كرد و حوادث روزگار را تا انقضاى زمين و هر چه در آن هست با علوم ملوك جهان و حوادثى كه در سالها و ماهها و روزها خواهد بود و رخ ميدهد با دلائل فلكى آن بر شمرد و كتاب جفر به دو منسوب است . و چون بنى اسرائيل به بيت المقدس بازگشتند چنان كه از پيش بگفتيم تورات و كتابهاى ديگر را كه زير زمين نهان شده بود برون آوردند . پس از آن همايه دختر بهمن پسر اسفنديار پسر يستاسب پسر لهراسب بپادشاهى رسيد كه به نسب مادر خود شهرزاد معروف بود اين ملكه با روم و ديگر ملوك زمين سرگذشتها و جنگها داشت و با مردم مملكت خود نكو رفتار بود . مدت شاهى او بعد از پدرش بهمن سى سال بود و جز اين نيز گفته‌اند . پس از او برادرش موسوم به دارا پسر بهمن پسر اسفنديار بپادشاهى رسيد و مدت شاهيش دوازده سال بود و ببابل مقر داشت . پس از آن دارا پسر دارا پسر بهمن پسر اسفنديار پسر يستاسب پسر بهراسب بپادشاهى رسيد و ايرانيان اين دارا را به زبان قديم خودشان داريوش گويند و همو بود كه اسكندر پسر فيليپس مقدونى او را بكشت و مدت شاهيش تا وقتى كه كشته شد سى سال بود . گويند منوچهر وقتى در جنگ افراسياب ترك شكست خورد بكوهستان طبرستان رفت و حصارى شد سپس با سپاهى بازگشت و با افراسياب ترك پيكار كرد . و عراق را گرفت و بر اقليم‌ها تسلط يافت و عاقبت بسرزمين ترك گريخت و از پى منوچهر پادشاهى به دو برادر رسيد . گويند در پادشاهى شريك بودند و در كار آبادى زمين و خرابيهاى افراسياب همراى و همدل بودند يكيشان بهماسب پسر گنجهر پسر ورزق پسر هومسب پسر واحدسك پسر دوس پسر منوچهر و ديگرى كرشاسب پسر يمار پسر طهماسب پسر آشك پسر فرسين پسر ارج پسر منوچهر بود كرشاسب بجنگ و هماوردى افراسياب بود و ديگرى زاب يعنى مدافع عراق بود و ويرانيهائى