المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

227

مروج الذهب ( فارسى )

را كه افراسياب در زمين پديد آورده بود آباد ميكرد و دو نهر معروف به زاب كوچك و بزرگ را كه از پيش مذكور افتاد و از ارمنستان برون مىشود و بدجله مىريزد حفر كرد . نهر بزرگتر ميان موصل و حديثه و كوچكتر در ديار سن است و هر دو را بنام خود ناميد و هم در سواد عراق نهرى ديگر حفر كرد و آن را زاب ناميد و بر اين شهر سه منطقه املاك و آبادى معين كرد و آن را زوابى نام كرد كه جمع زاب است و آنچه گفتم تاكنون بجاست و مدت شاهى آنها سه سال بود . و چون جد كيخسرو كه افراسياب پسر بشنك پسر نبت پسر نشمر پسر ترك بود در ديار سرو و اران آذربايجان كشته شد ( به نظر بسيارى از كسان اين ترك پدر بزرگ همه تركان و از اعقاب يسب پسر طوج پسر فريدون بوده است و سابقاً در همين كتاب روايت ديگرى درباره نسب وى آورده‌ايم ) بعد از قتل افراسياب كيخسرو در آن شهرها سفر كرد و كشورها بگرفت و تا ديار چين رسيد و آنجا شهرى بزرگ بنياد كرد و آن را كنكدر ناميد كه همانند انموا و ديگر شهرها خلق بسيار از مردم چين در آنجا سكونت گرفت . گويند كنكدر همان انموا بود . گويند شهر كشمير را كه از پيش مذكور شد كيكاوس بديار هند بنياد كرد . و سياوش در زندگى پدرش كيكاوس شهر قندهار را بديار سند كه ذكر آن از پيش گذشت بنياد نهاد . مسعودى گويد و اين ملوك مذكور را خبرها و سرگذشتهاست كه شرح آن را در كتابهاى سابق خود آورده‌ايم و در اين كتاب خلاصه‌اى ياد ميكنيم كه تذكارى از تفصيل سابق باشد و اين صورتهاى گونه‌گون كه ياد ميكنيم بسبب اختلاف روايتها ست و تفاوتى كه در كتب مؤلفان درباره اخبارى كه آورده‌ايم هست تا هر كه كتاب ما ميخواند بداند كه كوشش تمام كرده و گفته ديگران را نيز ضمن گزارش خويش آورده‌ايم و بالله التوفيق و منه الإعانة . 256