المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
215
مروج الذهب ( فارسى )
243 ذكر ملوك طبقه اول ايران و شمهاى از اخبار و سرگذشت ايشان ايرانيان با وجود اختلاف عقايد و دورى وطنها و پراكندگى شهرها و با وجود عللى كه بحفظ انسابشان مجبورشان كرده كه ميبايد حاضر از گذشته و كوچك از بزرگ نقل كند ، باتفاق گويند كه سر پادشاهان كيومرث بود اما در باره او اختلاف كردهاند بعضى پنداشتهاند كه وى پسر آدم و فرزند بزرگتر او بود و بعضى ديگر كه بشمار كمترند پنداشتهاند كه اصل نژاد و سرچشمه مخلوق از او بود و گروهى از آنها بر اين رفتهاند كه كيومرث اميم پسر لاوذ پسر ارم پسر سام پسر نوح بود زيرا نخستين كس از فرزندان نوح كه بفارس اقامت گرفت اميم بود كيومرث نيز مقيم فارس بود . ايرانيان طوفان نوح را ندانند و آن گروه كه ما بين آدم و نوح عليهما السلام بودهاند زبان سريانى داشته و پادشاه نداشتهاند و در يك جا ساكن بودهاند و خدا اين مطالب را بهتر داند . كيومرث بزرگ مردم عصر و پيشواى ايشان بود و به پندار ايرانيان نخستين شاهى بود كه در زمين منصوب شد چيزى كه مردم اين روزگار را وادار كرد پادشاهى بيارند و رئيسى نصب كنند اين بود كه ديدند بيشتر مردم بدشمنى و حسد و ستم و تعدى خو كردهاند و مردم شرور را جز بيم بصلاح نيارد . سپس در احوال مخلوق و تربيت تن و وضع انسان حساس مدرك نگريستند و ديدند كه در ساختمان و هستى تن حواسى مرتب هست و به معنى ديگر منتهى مىشود كه