المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

216

مروج الذهب ( فارسى )

محسوسات مختلف را ميگيرد و واميدهد و مشخص مىكند و اين معنى در قلب جاى دارد و ديدند كه صلاح تن بتدبير قلب است و اگر تدبير آن تباه شود بقيه تن بتباهى رود و اعمال درست و صحيح از او نيايد و چون بديدند كه امور و احوال اين جهان كوچك يعنى پيكر انسان مرئى بى وجود رئيس مذكور نظم و قوام نگيرد بدانستند كه مردم جز بوسيله پادشاهى كه انصاف ايشان دهد و مجرى عدالت باشد و باقتضاى عقل ميان مردم حكم براند به راه راست نيايند پس بنزد كيومرث پسر لاوذ شدند و نياز خويش را بداشتن شاه و سرپرست به دو وانمودند و گفتند « تو برتر و شايسته‌تر و بزرگتر ما و باقيمانده پدرمانى و در روزگار كسى همسنگ تو نيست كار ما را بدست گير و سرور ما باش كه مطيع و فرمانبردار توايم و حاجت پيش تو آورده‌ايم » كيومرث تقاضاى ايشان را پذيرفت و درباره اطاعت و فرمانبرى و ترك خلاف پيمانها و عهدهاى موكد گرفت و چون تاج بر سر نهاد ، و او اول كس از مردم زمين بود كه تاج بر سر نهاد ، به سخن ايستاد و گفت « نعمت جز بسپاس - گزارى پايدار نماند خداوند را در قبال مواهبش ستايش ميكنيم و نعمتش را سپاس ميگزاريم و از او فزونى ميخواهيم و در كارى كه بما محول فرمود معونت از او ميجوئيم ، تا ما را به عدالت كه پراكندگىها را فراهم ميآرد و زندگى را صفا ميدهد راهبر شود . به عدالت ما اعتماد داشته باشيد و با ما بانصاف رفتار كنيد تا شما را بمرحله‌اى بهتر از آنچه در انديشه داريد برسانيم و درود بر شما باد . » كيومرث همچنان كارها را بدست داشت و با مردم رفتار نكو داشت و در همه ايام او امنيت بود و مردم آرام بودند تا بمرد . ايرانيان درباره تاج بسر نهادن نكته‌ها دارند كه از ذكر آن صرف نظر ميكنيم كه آن را در كتاب اخبار الزمان و كتاب اوسط آورده‌ايم . گويند كيومرث نخستين كس بود كه بفرمود تا هنگام غذا آرام گيرند تا طبيعت سهم خود بگيرد و تن را با غذائى كه بدان ميرسد اصلاح كند و جان آرام گيرد و هر يك از اعضا در