المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
197
مروج الذهب ( فارسى )
حمله بردند و اسير بسيار گرفتند و اموال فراوان بغارت آوردند و تركان كه با هم بجنگ بودند از اين خبر يافتند و همسخن شدند و خونها را كه در ميانه بود بخشيدند و همگى سوى ولندر حمله بردند و در حدود شصت هزار سوار بدانجا رهسپار شد و اين بدون مقدمات و تجمع بود و اگر نه در حدود يكصد هزار سوار شده بودند و چون خبرشان به ارمنوس رسيد كه اكنون يعنى بسال سيصد و سى و دو شاه روم است دوازده هزار سوار از پيروان دين مسيح با اسب و نيزه در لباس عرب بمقابله آنها فرستاد و پنجاه هزار كس از مردم روم نيز بر آن بيفزود كه هشت روزه به ولندر رسيدند و پشت ديوار شهر اردو زدند و آماده جنگ آن قوم شدند . تركان از مردم ولندر بسيار كس كشته بودند و مردم بحصار پناه برده بودند تا اين كمك بديشان رسيد . وقتى چهار شاه ترك بدانستند كه نيروى مسيحى و رومى بمقابله ايشان آمده است كس بديار خود فرستاده و همه تاجران مسلمان را كه از ديار خزر و باب و الان و غيره به آنجا آمده بودند فراهم كردند و از همين چهار قوم نيز كسانى مسلمان شده بودند كه فقط هنگام جنگ با كفار با آنها همدست ميشدند وقتى دو قوم صف كشيدند و پيروان دين مسيح پيش صف روميان شدند تجار مسلمان از صف تركان برون شدند و آنها را باسلام خواندند و گفتند كه اگر بپناه تركان در آيند آنها را از ديارشان بديار اسلام خواهند برد ولى مسيحيان نپذيرفتند آنگاه دو گروه به پيكار شدند كه بنفع مسيحيان و روميان و بر ضد تركان بود زيرا بشمار چند برابر تركان بودند و شب را در اردوگاه بسر بردند و چهار شاه ترك بمشورت نشستند شاه بجناك گفت تدبير كار بامداد فردا را به من واگذاريد و آنها نيز پذيرفتند و چون صبح شد در جناح ميمنه دستههاى بسيار نهاد كه هر دسته هزار كس بود و همچنين در جناح ميسره و چون دو گروه مقابل شدند دستههاى طرف ميمنه برون شد و قلب سپاه روم را تير باران كرد تا به ميسره رسيد و دستههاى طرف ميسره برون شد و باز قلب سپاه روم را تير باران كرد تا بجايى رسيد كه دستههاى ميمنه از آن بيرون آمده بود