المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
198
مروج الذهب ( فارسى )
و تير باران پيوسته بود و دستهها چون آسياب از پى يك ديگر هميرفت ولى قلب و ميمنه و ميسره ترك ثابت بود و دستهها مقابل آن تلاقى داشت يعنى دستههاى ترك كه از جناح ميمنه برون ميشد در آغاز ميسره روم را تير باران ميكرد تا به ميمنه آنها ميرسيد و تير ميانداخت و به قلب باز ميگشت و دستهها كه از ميسره ميامد از طرف ميمنه مردم روم را تير باران ميكرد تا به ميسره آنها ميرسيد و تير ميانداخت و بقلب باز ميگشت و تير ميانداخت و تلاقى دستهها چنان كه گفتيم در مقابل قلب بود و چون مسيحيان و روميان آشفتگى صفوف خويش و تير باران دشمن را بديدند با صفوف مشوش بتركان حمله بردند و صفهاى آنها را استوار يافتند و دستهها بمقابله آنها شتافت و تركان بيكبار تير باران آغاز كردند كه سبب شكست روميان شد و تركان از پى تير باران با صفوف و تعبيه منظم بصف روميان حمله بردند و دستهها از راست و چپ بتاخت آمد و شمشير در آن قوم نهاد و افق تيره گشت و ضجه اسبان برخاست و از رومى و مسيحى شصت هزار كس كشته شد چنان كه بر پيكر كشتگان بباروى شهر بر ميشدند و شهر سقوط كرد و تا چند روز شمشير در آنجا به كار بود و مردمش اسير شد و تركان پس از سه روز از آنجا برون شده رو بقسطنطنيه نهادند و در آباديها و مرغزارها و مزارع خون ريختند و اسير گرفتند تا به پشت باروى قسطنطنيه رسيدند و چهل روز تمام آنجا بودند و زن و كودك اسير را بپاره جامه يا جامه ديبا و حرير بفروختند و تيغ در مردان نهادند و كسى را زنده نگذاشتند و چه بسا كه خون زنان و كودكان را نيز بريختند و در آن نواحى نيز تاخت و تاز كردند و تاخت و تازشان تا ديار سقلاب و روميه رسيد و تا كنون تاخت و تازشان بحدود ديار اندلس و فرنگ و جليقيان رسيده است و حملات تركان بقسطنطنيه و ممالك مذكور هم اكنون ادامه دارد اكنون به گفتگوى جبل قبخ و حصار و باب و ابواب باز ميرويم . از جمله آنكه مجاور ديار الان قومى هست كه آن را ابخاز