المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
193
مروج الذهب ( فارسى )
گويد و هر چه را با اشاره به دو گويند فهم تواند كرد و گاه باشد كه يكى از آن را براى پادشاهان اقوام آنجا برند و تعليمش دهند كه با مگسپران بالاى سر شاه بر سفره به پا ايستد كه بوزينه بخصوص زهر را در خوردنى و نوشيدنى نيك شناسد و شاه از غذاى خود به دو اندازد اگر خورد شاه نيز بخورد و اگر پرهيز كرد بداند كه زهر آلود است و از آن حذر كند و بيشتر ملوك چين و هند چنين بوزينهاى دارند . در همين كتاب از حكايت فرستادگان چين سخن آوردهايم كه بحضور مهدى آمده بودند و گفتند كه ملوكشان در كار غذا خوردن از بوزينه سود مىبرند و هم از حكايت بوزينگان يمنى و پيمانى كه سليمان بن داود بر لوح آهنى براى بوزينگان يمن نوشته و حكايت بوزينگان با كاردار معاوية بن ابى سفيان و آنچه دربارهء بوزينگان نوشت و وصف بوزينهء بزرگى كه لوح آهنى به گردن داشت از همه اينها سخن آوردهايم . و در همه جهان هوشيارتر و مكارتر از اين گونه بوزينه نيست زيرا بوزينه در همه نواحى گرم جهان هست از جمله در سرزمين نوبه و علياى ديار حبشيان مجاور علياى مصب نيل يك جور هست كه به بوزينه نوبهاى معروف است جثه و صورت كوچك دارد و سياه كم رنگ چون مردم نوبه است و همان است كه بوزينه بازان دارند و بر نيزه بالا رود و بنوك آن رسد . در ناحيهء شمال نيز در جنگلها و بيشهها در حدود ديار سقلاب و اقوام ديگر كه آنجا بسر مىبرند بوزينه هست به همان كيفيت كه وصف آن بگفتيم كه به صورت نزديك انسان است و در خليجهاى زابج چين و در كشور مهراج پادشاه جزاير نيز بوزينه يافت مىشود . از پيش گفتهايم كه كشور مهراج همسنگ چين است و ما بين كشور بلهرا و ملك چين است و اين گونه بوزينه در اين ناحيه مشهور و در اين خليجها فراوان است و به صورت تمام است و از آن براى مقتدر آورده بودند با مارها در زنجيرهاى گران ، بعضى بوزينهها ريش و سبيل داشتند . و پير و جوان بودند ، با هديههاى ديگر از عجايب دريا كه همه را احمد بن هلال كه در آن وقت امير عمان بود فرستاده بود .