المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

168

مروج الذهب ( فارسى )

طافن است كه با ملوك اطراف به صلح است و مسلمانان را عزيز دارد و سپاهش چون ملوكى كه گفتيم بسيار نيست و در ميان زنان هند نيكوتر و زيبا روى تر و سپيدتر از زنان ايشان نباشد كه به كار خلوت شهره‌اند و در كتابهاى باه از ايشان ياد كنند و دريانوردان در خريد آنها با هم رقابت دارند و بنام طافنى معروفند . پس از آن مملكت ، ملك رهمى است و اين عنوان ملوك ايشانست كه نام عام همه است و شاه خزر با ايشان بجنگ است و ملكش مجاور ملك ايشانست ، رهمى در يكى از جهات مملكت خود با بلهرا نيز جنگ دارد و سپاه و فيل و اسب وى از بلهرا و شاه خزر و ملك طافن بيشتر است و چون بجنگ رود رسمش اينست كه پنجاه هزار فيل همراه ببرد و جز بزمستان جنگ نكند كه فيل با تشنگى صبر نتواند و ثبات نيارد . مردم اغراق گو دربارهء كثرت سپاه او مبالغه كرده و پنداشته‌اند كه شمار گازران و لباس‌شويان سپاهش از ده تا پانزده هزار است و جنگ اين ملوك كه گفتيم با دسته‌ها باشد كه هر دسته بيست هزار باشد به چهار سو كه به هر سوى دسته ، پنجهزار باشد و مملكت رهمى صدف به آنها دهد كه پول مملكت است و در آنجا عود و طلا و نقره هست و پارچه‌ها بافند كه بتازگى و ظريفى مانند ندارد و هم موى معروف ضمر را از آنجا آرند كه با دستهء عاج و نقره از آن مگس پران سازند و خادمان در مجالس ملوك بدست گرفته پشت سر ايشان به پا ايستند . نشان ، حيوان معروفى كه در زبان عوام نامش كرگدن است ، نيز در آنجاست و اين حيوان يك شاخ در جلو پيشانى دارد و پيكرش از فيل كوچكتر و از گاوميش بزرگتر و رنگش بسياهى متمايل است و چون گاو و ديگر حيوانات براى كشش به كار رود و فيل از آن بگريزد و در ميان حيوانات - و خدا داناتر است - نيرومندتر از آن نيست كه استخوانهايش ميان پر است و دست و پايش مفصل ندارد و هنگام خواب بر زمين نخسبد بلكه ميان درخت و جنگل رود و موقع خواب بدرختان تكيه دهد و هندوان و هم مسلمانان ديار