المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
169
مروج الذهب ( فارسى )
ايشان گوشت كرگدن را بخورند كه نوعى از گاو است . گاوميش نيز بسرزمين سند و هند فراوان است و اين حيوان يعنى نشان در همهء جنگلهاى هند فراوانست اما در كشور رهمى بيشتر است و شاخهاى پاكيزهتر و نكوتر دارد كه شاخ آن سپيد است و ميان سپيدى نقشى سياه به صورت انسان يا به صورت طاوس با همهء خطوط و اشكال يا به صورت ماهى يا همان صورت كرگدن يا صورت يكى از حيوانات آن سرزمين نمودار است . شاخ كرگدن را خريدارى كنند و از آن كمربندها و رشتهها به صورت زيورهاى زر و نقره بسازند كه ملوك چين آن را به كار برند و بزرگان آن ديار در به كار بردن آن همچشمى كنند و مبالغ گزاف ببهاى آن دهند . قيمت كمربند آن از دو تا چهار هزار دينار باشد كه آويزهاى طلا دارد و بسيار نيكو و خوش ساخت باشد و گاه باشد كه آن را بانواع جواهر بر مفتولهاى طلا مرصع كنند . نقش شاخ كرگدن نوعاً سياه باشد بر زمينهء سپيد و احياناً سفيد بر زمينهء سياه نيز يافت شود و اين نقشها كه گفتيم در همهء شهرها بر شاخ نشان يافت نشود . عمرو بن بحر جاحظ چنين پنداشته كه كرگدن هفت سال در شكم مادر باشد و سر از شكم مادر برون كند و بچرد سپس سر به شكم آن برد و اين سخن را در كتاب - الحيوان بر سبيل حكايت و تعجب آورده است و من بتحقيق گفتار او از مردم سيراف و عمان كه به اين ديار ميروند و از تجارى كه در ديار هند ديدارشان كردم پرسش كردم و همگى از سخن او و پرسش من تعجب كردند و گفتند كه حمل و تولد كرگدن نيز چون گاو و گاوميش است و من ندانم جاحظ اين حكايت از كجا آورده ، از كتابى نقل كرده يا كسى براى او گفته است ؟ رهمى در ملك خويش خشكى و دريا دارد و مجاور ملك او پادشاهى است كه دريا ندارد كه او را از پادشاه كامن گويند و مردم آن كشور سفيد پوستند و گوشهايشان سوراخ است و فيل و شتر و اسب دارند و مردان و زنان آنجا نكو و زيبا روى باشند . پس از آنها پادشاه افرنج است كه دريا و خشكى دارد و بر يك زبانهء خشكى است كه به