المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
167
مروج الذهب ( فارسى )
همه وحشى باشد . اين شمهاى از اخبار ملوك سند و هند بود . زبان سند از زبان هند جدا است سند مجاور ديار اسلام است و پس از آن هند است . زبان مردم مانكير پايتخت مملكت بلهرا كيرى است و از انتساب آن ناحيه كه كيره نام دارد اين عنوان يافته است . زبان سواحل آنجا چون صيمور و سوباره و تانه و ديگر شهرهاى ساحلى لارى است و ديارشان منسوب بدرياى مجاور است كه لاروى نام دارد و در اين كتاب از آن ياد كردهايم ، اين ساحل رودهاى بزرگ دارد كه بخلاف ديگر رودهاى دنيا از جنوب جاريست در همهء رودهاى دنيا فقط نيل مصر و مهران سند و كمى از رودهاى ديگر از جنوب بشمال ميرود و بقيهء رودهاى دنيا از شمال بجنوب جريان دارد و علت اين قضيه را با آنچه مردم در اين زمينه گفتهاند در كتاب اخبار الزمان آوردهايم و اراضى پست و مرتفع را ياد كردهايم . از ملوك سند و هند جز بلهرا كس نيست كه مسلمانان در قلمرو او عزيز باشند كه اسلام در ملك بلهرا محترم و عزيز است و مسلمانان مسجدها و جامعها دارند كه به نماز آباد است و پادشاه آنجا چهل و پنجاه سال و بيشتر پادشاهى كند و مردم مملكت پندارند كه عمر ملوكشان بسبب عدالت و احترام مسلمانان دراز مىشود . شاه بلهرا مانند مسلمانان سپاه را از خزانهء خود مقررى دهد ، وى درمهاى طاهرى دارد كه وزن هر درم يك درم و نيم باشد كه در آغاز ملكشان سكه زدهاند و فيلهاى جنگى او از بسيارى بشمار نيايد و ديار او را ديار كمكر نيز گويند و شاه خزر از يك سوى كشورش با وى پيكار مىكند ، و او شاهيست كه اسب و شتر و سرباز فراوان دارد و پندارد كه در همهء ملوك جهان جز فرمانرواى اقليم بابل كه اقليم چهارم است هيچكس برتر از او نيست زيرا او نسبت بشاهان ديگر مغرور و جسور است معذلك مسلمانان را نيز دشمن دارد و او را فيل بسيار است و ملكش بر يك زبانهء زمين است و در سرزمين او معادن طلا و نقره هست كه با آنها معامله كنند ، پس از آن پادشاه