المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

163

مروج الذهب ( فارسى )

محتسب از شهر رامهرمز و از ولايت اهواز بود . اكنون بذكر مراتب ملوك و ترتيب باقيماندهء ممالك سواحل درياى حبشى كه وصف آنجا و مردمش را آغاز كرده بوديم باز گرديم و گوييم پادشاه زنگ و فليمى و پادشاه لان كرد كنداج و پادشاه حيره از بنى نصر ، نعمانى و منذرى است و پادشاه جبال طبرستان قارن نام داشت و هم اكنون كوهستان بنام وى و فرزندانش شهره است و شاه هند بلهرا ، و پادشاه قنوج از ملوك سند بؤوره است و اين نام هر كسى است كه فرمانرواى نواحى نزديك قنوج باشد و در آنجا شهرى است موسوم به بؤوره بنام ملوك ايشان كه اكنون بحوزهء اسلام آمده و از توابع مولتان است و يكى از رودهايى كه چون فراهم آيد رودخانهء مهران سند - همانكه به پندار جاحظ از نيل و به پندار ديگرى از جيحون خراسان جدا مىشود - تشكيل مىيابد از اين شهر بيرون مىآيد و اين بؤوره كه پادشاه قنوج است با بلهرا شاه هند ضديت دارد و پادشاه قندهار از ملوك سند و جبال آنجاست و ححج نام دارد و آن نام عموى اوست و رود معروف رائد يكى از رودهاى پنجگانه كه مهران سند را تشكيل ميدهد از آنجا سرچشمه دارد و قندهار بنام ديار رهبوط معروفست و يكى از رودهاى پنجگانه از ديار و كوهستان سند مىآيد كه بنام بهاطل معروفست و از ديار رهبوط كه همان قندهار است ميگذرد و رود چهارم از ديار كابل و كوهستان آنجا كه مجاور سند و در حدود بسط و غزنين و زرعون و رخج و بلاد داور نزديك سجستان است سرچشمه ميگيرد و يكى ديگر از پنج رود از ديار كشمير برون مىشود و پادشاه كشمير بنام رانى معروفست و اين نام همه ملوك آنجاست و اين كشمير از ممالك و كوهستانهاى سند است و مملكتى بزرگ و استوار است و در حدود شصت يا هفتاد هزار شهر و آبادى دارد و هيچكس به آن ديار جز از يك طرف نتواند رفت و همه نواحى ملك از يك دربند بسته شود كه همه مملكت در كوهستانهاى بلند است كه مردان را به بالا رفتن آن راه نيست ، وحش نيز به ارتفاعات آن نرسد و فقط مرغان توانند رسيد و آنچه كوهستان نيست