المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

164

مروج الذهب ( فارسى )

دره‌هاى سخت و درخت و جنگل است با رودهاى خروشان كه از شدت ريزش و جريان به سختى از آن ميتوان گذشت . آنچه دربارهء مناعت اين ديار بگفتيم در خراسان و بلاد ديگر مشهور است و اين ملك يكى از عجايب دنياست . اما پادشاه بؤوره كه همان پادشاه قنوج است مساحت مملكتش در حدود يكصد و بيست فرسخ در يكصد و بيست فرسخ سندى است كه هر فرسخ هشت ميل معمولى است . اين همان پادشاه است كه سابقاً گفتيم چهار سپاه به ترتيب چهار جهت وزش باد دارد و هر سپاه هفتصد هزار و بقولى نهصد هزار و بقولى نه هزار هزار است كه با سپاه شمال با فرمانرواى مولتان و ديگر مسلمانانى كه در آن سرحدات با ويند جنگ كند و با سپاه جنوب با بلهرا پادشاه مانكير و با ديگر سپاهها با شاهانى كه در جهات ديگر مقابل او هستند به پيكار پردازد . گويند در مساحت ملك وى كه مذكور افتاد تا آنجا كه توان شمرد يك هزار هزار و هشتصد هزار دهكده ميان رودها و درختها و كوهستان و چمنها بشمار آورده‌اند . به نسبت ملوك ديگر او فيل كم دارد و در جنگ دو هزار فيل جنگى به پيكار وا ميدارد زيرا فيل اگر توانا و ورزيده و دلير باشد و سوارى كار آزموده بر آن نشيند و قرطل كه شمشيرهاى مخصوص است بخرطوم داشته باشد و هم خرطومش به زره و آهن پوشيده و خفتانهايى از الياف و آهن ، تنش را مستور كرده باشد و پانصد پياده پشت سرش را حفظ كند ، با شش هزار سوار به پيكار آيد و در ميان آنان ايستادگى كند و فيل زبون تر از همه ، وقتى با پانصد پياده باشد به پنجهزار سوار حمله برد و بميان آنان رود و بيرون آيد و چون سوارى جولان دهد و در همه جنگها رسم پيلان آن پادشاه چنين باشد . دربارهء فرمانرواى مولتان گفته‌ايم كه ملك آنجا از فرزندان سامة بن لوى ابن غالب است كه سپاه و قوت فراوان دارد . مولتان از دربندهاى معتبر مسلمانان است و اطراف در بند مولتان صد و بيست هزار دهكده و آبادى بشمار آورده‌اند و