المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
160
مروج الذهب ( فارسى )
به اندلس رفت و سى و سه سال و چهار ماه در آنجا حكومت كرد و بمرد و پسرش هشام بن عبد الرحمن هفت سال حكومت اندلس كرد پس از آن پسرش حكم بن هشام در حدود بيست سال حكومت داشت و پسران وى تاكنون حكومت اندلس دارند و چنان كه گفتيم فرمانرواى آن عبد الرحمن بن محمد است و وليعهد عبد الرحمن هم اكنون پسرش حكم است كه بسيرت نكو و كمال عدالت از همگان ممتاز است همين عبد الرحمن فرمانرواى كنونى اندلس بسال سيصد و بيست و هفتم با بيشتر از يكصد هزار مردم سوار به جهاد رفت و پايتخت مملكت جليقيان را محاصره كرد كه شهريست بنام سموره و هفت بارو دارد كه از عجايب بناهاست و ملوك سابق آن را استوار كردهاند و ميان باروها فاصلهها و خندقها و آبهاى وسيع است وى دو بارو را بگشود آنگاه اهل شهر بر مسلمانان بشوريدند و آنچه بشمار آمد و شناخته شد چهل هزار و بقولى پنجاه هزار كس از ايشان بكشتند و جنگ بنفع جليقيان و وشكند و به ضرر مسلمانان شد و بسال سيصد و سى و دوم شهر معتبر اربونه كه آخرين نقطهء متصرفى مسلمانان در مجاورت فرنگان بود با شهر و قلاع ديگر از دست رفت و اكنون يعنى بسال سيصد و سى و دوم سرحد مسلمانان در مشرق اندلس شهر طرطوشه بر ساحل درياى روم است در مجاورت طرطوشه رو بشمال شهر افراغه است كه بر ساحل رودى بزرگ جا دارد و پس از آن شهر لارده است و شنيدهام كه اين شهرهاى سرحدى در خطر فرنگان است و در آنجا قلمرو مسلمانان بيشتر از همه جا عقب رفته است ، پيش از سال سيصدم ، يك گروه كشتى كه حامل هزاران مرد بود از دريا بسواحل اندلس حمله برد و مردم اندلس پنداشتند كه اينان گروهى از مجوسانند كه هر دويست سال يك بار در اين دريا نمودار ميشوند و از خليجى كه بدرياى اقيانوس راه دارد و غير از خليجى است كه منارهء مسى آنجاست بديار خود ميرسند . به نظر من ( و خدا بهتر داند ) اين خليج بدرياى مايطس و نيطس پيوسته است و اين قوم همان روس است كه از پيش ذكر آن رفت