المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

161

مروج الذهب ( فارسى )

ويرا قوم ديگرى جز آنان درياهاى پيوسته بدرياى اقيانوس را نپيموده است . بدرياى روم نزديك جزيرهء اقريطش ( كرت ) تخته‌هاى كشتى از چوب ساج بدست آمده كه سوراخ داشته و با الياف نارگيل بهم دوخته بوده است اين تخته‌ها از كشتى شكسته‌هايى بوده كه امواج ، آن را به دريا رانده و چنين كشتيهايى جز در درياى حبشى نيست زيرا كشتيهاى درياى روم و عرب همگى ميخ دارد ولى بكشتيهاى درياى حبشى ميخ بند نميشود زيرا آب آن دريا آهن را مىخورد و ميخها نازك و سست مىشود . ازينرو كشتيبانان آن دريا بعوض ميخ تخته‌ها را با الياف بهم ميدوزند و با پيه و قطران‌اندود ميكنند و اين قضيه مدلل ميدارد ( و خدا داناتر است ) كه درياها بهم پيوسته است و دريا از آن سوى چين و ديار سيلى ديار ترك را دور مىزند و از برخى از خليجهاى اقيانوس محيط بدرياى مغرب ميپيوندد . در ساحل ديار شام عنبرى بدست آمده كه دريا برون انداخته بود و اين بدرياى روم بىسابقه است و از روزگاران قديم نظير نداشته است و ممكن است راه وصول عنبر به اين دريا همان راه وصول تختهء كشتيهاى درياى چينى باشد و خدا كيفيت و شناخت آن را بهتر داند . و درياى مغرب و معموره‌هاى سودان و اقصاى ديار مغرب كه نزديك آنست اخبارى شگفت‌انگيز دارد ، مطلعان اخبار جهان گفته‌اند كه سرزمين حبشه و ديگر نواحى سودان هفت سال راهست و سرزمين مصر يك قسمت از شصت قسمت سرزمين سودان است و سرزمين سودان قسمتى از همهء زمين است و سراسر زمين مسافت پانصد سال راه است كه يك سوم آن معموره و مسكون و يك سوم دشتهاى نامسكون و يك سوم درياست . انتهاى سرزمين سياهان لخت به آخر قلمرو فرزندان ادريس ابن ادريس بن عبد الله بن حسن بن حسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام پيوسته كه ديار مغرب است و شهر تلمسان و تاهرت و فاس آنجاست و پس از آن سوس