المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

144

مروج الذهب ( فارسى )

خويش بگيرد و شاه فرمان دهد كار وى را از آن وقت تا يك سال بر درگاه بياويزند و اگر كسى عيبى از آن نگرفت هنرمند را جايزه دهد و بصف هنروران خويش برد و اگر كسى عيبى گرفت آن را فرود آورد و جايزه ندهد . يكى از مردم چين بر پردهء حرير تصوير خوشه‌اى را كشيده بود كه گنجشكى بر آن نشسته ، بود و بيننده چنان پنداشت كه خوشه‌ايست گنجشكى بر آن نشسته ، پرده مدتى ببود تا مردى كوژپشت بر آن بگذشت و عيب گرفت . او را بحضور شاه بردند و نقاش را بياوردند و از كوژ پشت دربارهء عيب پرسيد . جواب داد همهء مردم دانند كه چون گنجشك بر خوشه نشيند آن را كج كند و اين نقاش خوشه را همچنان راست كشيده كه اصلًا كجى ندارد و گنجشك بالاى آن راست نشسته و اين خطاست . شاه كوژپشت را تصديق كرد و نقاش را جايزه نداد . منظور از اين كارها اينست كه اهل هنر را به كوشش و تمرين وادارند تا در كار خويش نهايت دقت به كار برند . مردم چين را حكايتهاى مهم و شگفت‌انگيز است و ديارشان خبرهاى جالب توجه دارند كه در اين كتاب شمه‌اى از آن بياورديم و تفصيل آن را در كتاب « اخبار الزمان من الامم الماضية و الممالك الدائره » آورده‌ايم و در كتاب اوسط مطالبى ياد كرده‌ايم كه در « اخبار الزمان » نياورده‌ايم و شايد در اين كتاب چيزها بياوريم كه در آن دو كتاب نياورده باشيم و خدا داناتر است . 166