المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

107

مروج الذهب ( فارسى )

چهار صد ميل است و عرض اول و آخرش دويست ميل است و اين كمترين عرض آنست كه عرضش در وسط هفتصد ميل است و اين بيشترين عرض آنست و روبروى حجاز و ابله ، كه گفتيم ، بر غرب خليج بساحل ديگر ديار علاقى و عيذاب مصر و سرزمين بجه است و پس از آن سرزمين حبشه و احابش و سودان است كه تا اقصاى زنگ سفلى مىرسد و بديار سفالهء زنگ مىپيوندد . از همين دريا خليج ديگرى منشعب مىشود كه درياى فارس است و بديار ابله و خشبات و عبادان بصره مىرسد و عرض آن در وسط پانصد ميل است . طول اين خليج هزار و چهار صد ميل است و عرض اول و آخر آن تا يكصد و پنجاه ميل مىرسد . اين خليج مثلث شكل است و يك زاويهء آن بديار ابله مىرسد و بر مشرق آن ساحل فارس و ديار دورق ايران و ماهربان و شهر سينيز است كه جامه‌هاى سينيزى بدان منسوب است و در آنجا ميبافند ؛ و شهر جنابه كه جامه‌هاى جنابى منسوب بدانجاست و شهر نجيرم سيراف ، سپس ديار ابن عماره سپس كنارهء كرمان كه ديار هرمز است و هرمز روبروى شهر سنجار عمان است . و در مجاورت كنارهء كرمان بر ساحل اين دريا ديار مكران است كه سرزمين خوارج شراة است و در همهء اين نواحى نخل مىرويد . آنگاه ساحل سند است كه مصب رود مهران در آنجاست و شهر ديبل نيز آنجاست ، آنگاه از سواحل هند گذشته بديار بروض مىرسد كه نيزهء بروضى منسوب بدانجاست و همچنان ساحل تا ديار چين پيوسته است و روبروى شهرهاى ساحلى ايران و مكران و سند كه گفتيم بر ساحل ديگر ، بحرين و جزاير قطر و شط بنى جذيمه و ديار عمان و سرزمين مهره و رأس الجمجمه و سرزمين شحر و احقاف است . در اين دريا جزاير بسيار هست چون جزيره خارك كه از ديار جنابه است زيرا خارك از توابع جنابه است و تا خشكى فرسنگها فاصله دارد و محل استخراج مرواريد معروف خاركى آنجاست و هم جزيرهء اوال كه بنى معن و بنى مسمار و بسيار مردم عرب آنجايند و از اين جزيره تا شهرهاى ساحل بحرين يك روز و بلكه كمتر راه است و شهرهاى