المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

100

مروج الذهب ( فارسى )

و لختى چند چانهء خود را به سينه زد آنگاه به خود آمد گويى از بندى رها شده بود . عبادى پيش قوم خود برگشت - وى عبادى مذهب بود كه از نسطوريان نصارى هستند - و به آنها گفت : « اى قوم از پيش شيطانى مىآيم كه زهر فورى را خورد و زيانش نزد ، با او صلح كنيد و او را از خود دور كنيد كه كارشان پيش ميرود و اقبال رو به ايشان دارد و از بنى ساسان بگشته است . كار اين مردم جهان را خواهد گرفت پس از آن ناكاميها خواهند داشت . » گويد : « پس آنها با خالد صلح كردند كه صد هزار درهم و يك طيلسان بدهند . » خالد از آنجا برفت و عبد المسيح شعرى بدين مضمون بخواند : « آيا بايد از پس دو منذر جز آنچه بر خورنق و سدير ميگذرد ببينيم ؟ سواران همهء قبايل از بيم شيرى غران از آن دورى گرفتند ، از پس سواران نعمان باغهاى ما بين مره و حفير چراگاه شده است و ما پس از مرگ ابو قبيس مانند بزى بروز بارانى شده‌ايم ، قبايل معد آشكارا ما را چون پاره‌هاى شتر تقسيم ميكنند ما نيز چون بنى قريظه و بنى نضير ، به آنها همچون كسرى خراج ميدهيم . روزگار چنين است و دولت آن تغييرپذير است كه روزى خوش و روزى ناخوش است . » اين خبر را اينجا بياورديم تا مؤيد و شاهد سخن ما باشد كه گفتيم درياها جابجا مىشود و بمرور روزگار آبها و رودها تغيير ميپذيرد . و چون آب از رود عتيق قطع شد دريا دشت شد و اكنون ميان حيره و دريا چندين روز راه است و هر كه نجف را ببيند و از بالا بدان بنگرد گفتار ما بر او روشن شود . دجله كور نيز تغيير يافته و اكنون با دجله فاصلهء بسيار دارد و نام بطن جوخى بر آن نهاده‌اند و اين در جهت شهر با دين از توابع واسط عراق تا ديار دور الراسبى در مجاورت شوش خوزستان است . در ناحيهء شرقى بغداد نيز در محل معروف به رقة الشماسيه چنين تغييرى شده و جريان آب قسمتى از املاك ساحل غربى را ما بين قطربل و مدينة السلام چون دهكدهء معروف قب و محل معروف به بشرى و مكان