المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

94

مروج الذهب ( فارسى )

پيش از آن در اين دريا جريان آبى را ديده‌اند كه از كوههاى زنگ برون مىشود و از شدت جريان دريا را ميشكافد و بيشتر از يك ميل عرض دارد و گوارا و شيرين است و چون نيل در مصر و صعيد طغيان كند اين جريان تيره مىشود و شوهمان كه نهنگ نيل است و ورل نيز خوانده مىشود در آنجا نيز هست . به پندار عمرو بن بحر جاحظ رود مهران كه همان رود سند است از نيل مصر منشعب مىشود و در اين باب كه مهران از نيل است ، چنين استدلال مىكند كه در مهران نيز نهنگ هست و من ندانستم اين دليل از كجاست كه در كتاب معروف به « كتاب الامصار و عجايب البلدان » آورده و كتابى سخت نكوست ، اما اين مرد كه دريا نپيموده و سفر نكرده و راهها و شهرها نديده و چون هيمه چين شبانگاه از كتب وراقان نقل مىكند گويى ندانسته كه رود مهران سند از چشمه‌هاى معروف از مناطق علياى سند از ديار قنوج و مملكت بؤوره و سرزمين كشمير و قندهار و طافن مايه ميگيرد تا بديار مولتان ميرسد ، به همين جهت آن را مهران طلايى ناميده‌اند كه معنى مولتان روزنهء طلاست و فرمانرواى ديار مولتان مردى قرشى از فرزندان سامة بن لوى بن غالب است و از آنجا پيوسته كاروانها به خراسان ميرسد و هم فرمانرواى كشور منصوره مردى قرشى از فرزندان هبار بن اسود است و حكومت اينان و فرمانرواى مولتان از روزگار قديم و صدر اسلام موروثى است . آنگاه رود مولتان بديار منصوره ميرسد و در حدود ديار ديبل به درياى هند ميريزد . در خليجهاى اين دريا چون خليج ميدايون كه از كشور ياغرهند است و خليجهاى زابج كه بدرياى كشور مهراج متصل است و هم خليجهاى اغياب كه مجاور سرانديب است در همهء آنها نهنگ فراوان است . نهنگ غالباً در آب شيرين پيدا مىشود و اين خليجها كه گفتيم غالباً آب شيرين دارد كه سيلاب باران بدانجا ميريزد . اكنون به اخبار نيل مصر باز گرديم و گوييم : حكيمان گفته‌اند نيل نهصد