الشيخ رسول جعفريان
1037
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
پس قطع نظر از اين كه چون آن جماعت پرتگاليان به اين اعتقادند ، حكايتهاى بسيار از آن جزيره در كتب سير و اخبار ايشان خواندهام و از كسان بسيارى از فرنگان كه آن جزيره را ديدهاند نيز شنيدهام كه مىگفتند كه ما وقتى كه به آن حوالى مىرسيم از دور جزيره مىبينيم بسيار سبز و خرم كه آدمى از نگاه كردن به آن سير نمىشود و اما همينكه به آن نزديك مىشويم از نظر ما غيب مىشود . و يكى از فرنگان پرتگال كه در آن بندر بايّه كه يكى از بنادر ينگىدنياست متولد شده بود و در بلدهء لار نزد ايلچى يمن ترقى معكوس كرده ، زيدى مذهب گشته ، به اتفاق او به اصفهان آمده ، فقير او را به نور حضرات ائمهء معصومين هدايت كرده ، او را شيعه نمودم و در مدتى در بنده خانه بسرمىبرد در باب آن جزيره به اضافهء آنچه نقل شد از آن مرد شنيدم و مكرر در اثناى حكايت آن جزيره مىگفت كه ، من خود و همهء آنانى كه در بندر بايّه مىباشند ، آن جزيره را ديدهايم ؛ زيرا كه به ما نزديك است و هركس كه مىخواهد او را ببيند ، در اول طلوع صبح در بالاى يكى از منارهاى كليساهاى آنجا رفته به طرف دريا نگاه مىكند ، پس از يك طرف آن جزيره را مىبيند در نهايت وسعت و سبزى و خرّمى كه گويا بهشت عنبر سرشت است و همچنين پيداست تا آنكه آفتاب طلوع كند و چون كه آفتاب طلوع كرد و قدرى بلند شد ، آن جزيره از نظر ناپديد مىشود . و نقلهاى غريب ديگر نيز كمترين در باب آن جزيره از مردم شنيدهام و در كتب ايشان خواندهام و پرتگاليان ، چنانچه گفتم ، اعتقاد دارند كه سبستيانوس پادشاه كه مذكور شد ، با لشكر خود در آن جزيره غيب است و در آخر الزمان با همهء آنانى كه به همراه او به جنگ پادشاه مراقوس رفته بودند ، ظهور خواهد كرد و شيطان در اين اعتقاد ، ايشان را به مرتبهاى ثابت قدم نموده است كه پول به هم ديگر به قرض مىدهند و سند مىگيرند كه اين مبلغ را در وقتى كه سبستيانوس [ Sebastianus ] پادشاه ظهور كند به اين قدر اضافه ادا نمايند ، و بسيارى از ايشان هستند كه دولت بسيارى داشتهاند و به سبب اين اعتقاد ، از بس كه پول به وعدهء ظهور سبستيانوس به مردم به قرض دادند ، پس چون آن وعده بسر نرسيد در كمال پريشانى و فلاكت مىباشند . و بنده خودم ديدم كه يكى از اينها بنا بر تأويلات و استخراجات و علامات كه نقل آنها در كتب اهل اسلام در باب ظهور و علامت زمان خروج صاحب الامر - صلوات الله عليه - هست ، زمان خروج سبستيانوس را به مرتبهاى نزديك ديده بود كه وقتى معيّن براى آن قرارداد و جمع كثيرى را طلبيده ، مهمانى عظيم مهيّا كرد و شمع بسيارى روشن ساخت و منتظر آن بود كه سبستيانوس ظهور كند و بيايد ؛ و اما چون اين حكايت در بسائين واقع شد كه يكى از بنادر هند است كه در تصرف پرتگاليان مىباشد و اعتقاد او اين بود كه اين پادشاه غايب ، اوّلا در پرتگال ظاهر خواهد شد ، پس بعد از يك سال كه خبر از