الشيخ رسول جعفريان

1025

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

عنوان مثال در مورد روايت غرانيق كه فليپ پادرى آورده است ، مىنويسد : « و ما اولا مىگوييم كه اين تفاسير اين آيات را كه پادرى فليپ مىگويد كه به اين نحو در كتب اهل اسلام ديده‌ايم ، اگر راست مىگويد ، آن تفسير سنيان خواهد بود « 1 » كه از قبيل جرانيم تهمت به پيغمبر خود بسته‌اند . » و در مورد ديگر مىنويسد : « اما مىدانم كه نصارا در اين وقت خواهند گفت كه ، اين عبارتى كه دلالت بر اين مىكند كه حوا از دندهء آدم خلق شده است ، چنانى است كه همين در كتاب ما باشد بلكه در همهء كتب اهل سنّت كه امّت پيغمبر شمايند ، چنين عبارتى هست و در بعضى احاديث شما نيز اين معنى مذكور است . جواب مىگوييم كه آنچه در كتب اهل سنّت در اين باب نقل شده است ، به اعتبار آن است كه چون ايشان به امامان و مقتدايان بر حق دين پيغمبر ما كافر شده‌اند و از نور هدايت خاندان علوم ربّانى دور افتاده‌اند ، هر چه در اين باب نوشته‌اند از كتب شما كه مايهء همه فسادهايند بيرون آورده‌اند و اگر در نادرى از احاديث ائمه ما اشاره به اين معنى شده باشد ، نه از آن راه است كه پيشوايان دين محمد صلى الله عليه و آله يعنى ائمه معصومين عليهم السلام و متابعان ايشان بر اين اعتقاد بوده‌اند بلكه بنا بر تقيّه اين را فرموده باشند يا علماى اهل سنت كه دشمنان ما شيعيانند از براى قوّت غلط مذهب خود از زبان ايشان آن را نقل كرده‌اند ، و اگر نه در مذهب شيعه بنا بر اسنادى كه از پيشوايان دين خود كه همه حامل علوم ربانيند در دست دارند ، اتفاقى است كه اين معنا ، افترايى است كه به خدا و انبياى آن سبحانه بسته‌اند ، زيرا كه خلقت حوا نه از استخوان و گوشت آدم است بلكه از تتمهء گل دندهء آدم آفريده شده است و مىشود كه اين عبارت به اين معنى در تورات بوده باشد . » آگاهىهاى وى از فرنگ ، مسيحيت و مسيحيان وى در موارد هر چند اندك ، آگاهىهايى از وضع مسيحيت و مسيحيان معاصر خود بدست مىدهد . از جمله در موردى مرورى بر اصول و فروع دين مسيحيت دارد كه به نوبهء خود

--> ( 1 ) . وى در جاى ديگرى سنيان را متهم مىكند كه كتابهايشان مملو از اسرائيليات است : « . . . اين است كه آن مذهب پوچى كه براى خود اختيار كرده‌اند و آن هرزه‌هايى كه نسبت به دين اسلام بسته‌اند به آواز بلند گواهى مىدهند كه به سبب آنكه كشتى ايشان ناخدا ندارد به راهنمايى قياس و استحسانات عقلى از در مدينهء علم ربّانى دور گشته دربه‌در افتاده‌اند به مرتبه‌اى كه كتب خود را از اقوال يهود و نصارا مملو نموده‌اند به حدى كه امروز يهود و نصارا هم ايشان را قبول ندارند و اگر ثبوت اين معنى را مىخواهند ، پس بخوانند سراسر اين فصل بيست و هفتم كتاب تكوين الخلائق تورات را كه جرانيم از براى نصارا و يهود ترتيب داده است و كتب اخبار و تواريخ اهل سنت را ، زيرا كه از اين موافقتى كه در قصّهء حضرت اسحاق و عيص و يعقوب در ما بين اين فصل و كتب اهل سنت هست ، خواهند يافت كه همهء اين جماعت يعنى يهود و نصارا و صوفيه و اهل تسنن از يك در دور شده‌اند و از درگاه الهى رانده گرديده دربه‌در افتاده داخل جهنّم گشته‌اند .