الشيخ رسول جعفريان

1020

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

برنخورده يا غضب الهى ايشان را در نيافته است و تا تكليف به اعتبار فوت يا غضب الهى منقطع نگرديده است ، دست از برهم زدن حقّى كه داخل باطل خود كرده‌اند كشيده ، قوّت عقلى را كه خداى تعالى از براى فرق كردن ميان حسن و قبح انعام فرموده است ، در جدا كردن حق از باطل كار فرموده همهء اوقات عمر خود را صرف اين فرق كردن بكنند . و چون تا تعصّب را به كنار نگذارند ، اين كار خير دست بهم نخواهد داد ، پس اوّلا تعصب پوچى را كه هريك از ايشان در مذهب باطل خود كه از آبا و اجداد گرفته‌اند دارند دست بردارند و بعد از آن در پيدا كردن حق سعى به ظهور برسانند كه من از طرف دين ائمه اثنى عشر ضامنم كه در اين دنيا و در آن دنيا هر دو آزار نخواهند كشيد . و اگر هر دو اين طايفه بگويند كه تو از براى ما ضامن مىشوى و اما از براى تو كه دست از دين آبا و اجداد خود برداشته ، روز و شب به رد و لعن مذهبى كه در آن شير مادر خود را خورده مشغول مىباشى كسى ضامن مىشود كه در روز قيامت آزار نكشى ! جواب آن است كه ضامن من ، اللّه تعالى و كتاب مستطاب اوست كه به توسط حبيب خود به دنيا فرستاده و حصار احكام آن كتاب را به دوازده برج كه ائمهء ما عليهم السلام هستند مستحكم و مضبوط گردانيده است . و اگر صدق و كذب ادعاى كمترين را خواهند كه معلوم كنند ، آسان است تا من زنده‌ام به نزد من بيايند و بعد از من اين كتاب را كه در ميان ايشان خواهم گذاشت آلت تجربهء بطلان دين خود و حقيّت دين اسلام قرار بدهند اما به شرطى كه چنانچه سفارش به ايشان كرده‌ام ، تعصب پوچ را به كنار بگذارند . » در سخنى كه خود وى دربارهء انگيزهء تأليف بيان كرده ، آمده است كه يكى از كارهاى مهم او ترجمهء درستى از تورات است . وى كه ترجمه عربى را بررسى كرده مىنويسد كه اين ترجمه ، مغلوط و غير قابل اعتماد است . وى در اين باره مىنويسد : « بر ضمير برادران دينى مخفى نماناد كه چون غرض از تحرير اين كتاب آن است كه بر همه‌كس ظاهر شود كه كتبى كه امروز نصارا به آن‌ها مستند مىباشند كتب سماوى نيستند ، پس بعد از آنكه اين تورات عربى را با تورات لاتينى مقابله كرده ، زياده و نقصان و تفاوتهايى را كه اين تورات عربى با تورات لاتينى دارد بيان نموديم » . وى مىافزايد « اين پادرى كه تورات را عربى كرده است با وجود آنكه فىالجمله عربى مىدانسته است ، در هيچ فصلى نيست كه چندين كلمه را تغيير نداده باشد ؛ به خصوص در اين فصل كه ترجمه مىكنيم ، زيرا كه در بعضى از اين اسامى كه در اين فصل مذكور است عين را به جاى الف و شين را در جاى سين و غين را در جاى جيم و نون را در جاى ميم نوشته است » . روشن است كه برخى از اين تغييرها ناشى از تلفظ حروف در زبان‌هاى مختلف است . او خود در هداية الضالين مىنويسد : اگر خواهند على را از عبرى به لاتين ترجمه كنند بجاى عين الف گذاشته الى مىگويند . با اين حال ، به عقيدهء