الشيخ رسول جعفريان

1019

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

در اين كتاب بر ايشان ثابت كرده لازم آورده‌ام ايشان را هدايت ارزانى فرمايد ، در همين كتاب سررشته داشته باشند از براى آنكه در وقتى كه دست از كفرها كه تا حالا به خدا و همه انبيا ورزيده‌اند برداشته ، ميل به دين اسلام بهم برسانند و خواهند كه اسلام را اختيار نمايند دانسته باشند كه به كدام فرقهء اين امّت داخل بايد شد . » او آگاه بوده كه به اين سادگى كسى از مسيحيان اسلام را نخواهد پذيرفت ؛ بنابراين هدف بعدى خود را آگاه كردن مسلمانان از مبانى فاسد مسيحيت عنوان كرده است . او شاهد نشر آثار مسيحيان به زبان عربى در ميان مسلمانان بوده و لازم دانسته است تا مسلمانان نيز دربارهء مسيحيت آثارى را در نقد مسيحيت انتشار دهند . وى در اين باره مىنويسد : و اگر چنانچه آن جماعتى از نصارا كه در ملك ايران سكنا دارند به سبب قساوت قلب و خيالات شيطانى و لذّات نفسانى و جيفهء دنياى فانى به سبب اين فقير هدايت نيابند ، چنان نيست كه نوشتن اين كتاب فايده نداشته باشد ؛ زيرا كه از فوايد او يكى اين است كه چون اين كتاب به دست علماى اماميه در هر مكان و در هر زمان كه باشند بيفتد ، ممكن است كه از قوت اين كتاب اطلاع بر ردّ دلايل كتب نصارا بهم رسانيده آن كار خير كه هدايت اين اشرار است به توسط ايشان به عمل بيايد ، و به علاوه اين اطلاع بر كتب چنينى كم نفع و قوّتى به دين اسلام ندارد بلكه باعث آن مىشود كه بعد از آنكه كسى از شيعيان بر كيفيت كتب و مأخذ اعتقادات فاسدهء نصارا اطلاع بهم رسانيده ، قدر دين و كتاب خدا را كه نصيب ايشان شده است دانسته ، شكر الهى بجا خواهد آورد و وسوسه‌هايى كه از جانب شيطان است گاه باشد كه در دل او بيفتد از خود دفع خواهد نمود . هرگاه نصارا را غيرت دين باطل خود بر اين داشته باشد كه كتب خود را عربى كنند و منظورشان الزام حجّت بر ما بوده باشد ، مناسب است كه غيرت ما در دين خود كمتر از ايشان نبوده اطلاع بر كتب ايشان كه باعث الزام حجّت بر ايشان مىشود اهمّ دانسته سهل نپنداريم . وى در جاى ديگرى نوشته است : « بايد دانست كه غرض اصلى از تحرير اين كتاب آن است كه بر مسلمانان ظاهر شود كه همهء كتب نصارا محرّف و از درجهء اعتبار ساقطاند و بر نصارا معلوم گردد كه چنين كتابى قابليت » استناد ندارد . با اين حال در صدد هدايت نصارا حتى سنيان نيز هست . او بازگشت خود را از مسيحيت با آن اعتبار و اهميتى كه در جامعهء مسيحى داشته است ، شاهد آن مىداند كه پيروى از عقل و استدلال كرده و از اين جهت از آنان مىخواهد تا به نصيحت وى گوش داده به اسلام و تشيع ايمان بياورند . وى در اين باره مىنويسد : « پس نصارا و سنيان از بنده كه تازه داخل اين دين شده‌ام نصيحت گوش كرده خوب است كه تا مرگ به ايشان