الشيخ رسول جعفريان

1012

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

خود را صرف تحصيل علم كرده بودند و خود را از اهل علم و عقل مىشمردند در يك مجمع بوده‌ايم و با وجود آن كه فقير جديد الاسلام و هنوز اطلاع تام بر احاديث نرسانيده بودم ، حديثى در باب يكى از ضروريات دين اسلام از ايشان پرسيدم ، نمىدانستند ، بلكه فقير به ايشان تعليم كردم و عذرى مىآوردند كه بدتر از گناه بود ؛ مىگفتند كه ما حكمت‌خوانيم و چند سال است كه مشغول خواندن كتب حكمت از شرح هدايه تا شفا بوده‌ايم ، دست ما خالى نشد كه حديث بخوانيم . در اينجا ملاحظه فرمايند آنان كه مبلغ خطيرى را به هزار زحمت پيدا كرده‌اند از براى صواب آخرت صرف كرده ، مدرسه‌ها مىسازند و وقف از براى او قرار مىدهند كه علما بهم برسند و شيعيان علىّ بن ابى طالب عليه السلام را به دين آن جناب آگاه گردانند كه نيّت ايشان چه چيز بوده و آخر مردم به كدام علم مشغول گرديده‌اند . فقير نمىگويم كه مدرسه بنا كردن خوب نيست ! اين را مىگويم كه اگر اهل علم حديث و دين در آن بنشانند و بىدينانى چند كه به غير از افلاطون و ارسطو كسى ديگر را نمىشناسند اخراج فرموده ، در آن راه ندهند حسنهء اين زياده از حسنهء اصل بناى مدرسه خواهد بود . « 1 » در واقع بسيار عجيب است كه كسى خواندن و تحصيل اقوال حكما را بر احاديث ائمه صلوات الله عليهم و كتب شرايع مجتهدين ترجيح داده مقدّم بداند . نهايت بعضى از اينها كه هنوز چندان در حكمت مهارت بهم نرسانيده‌اند كه ملحد شوند عذرى در اين باب مىگويند هر چند آن عذر لنگى است ، اما راه به دهى مىبرد ؛ چرا كه فقير با يكى از اين افراد حكمت خوان گفتگو نمودم و خاطرنشان او كردم كه حكمت افلاطون و ارسطو به كار دين و ديندارى نمىآيد . بعد از آن كه ساكت شد در جواب گفت كه ، حالا در اين زمان به قدر دانستن حكمت افلاطون و ارسطو وظيفه به هركس داده مىشود . من و امثال من كه به تحصيل مىآييم بنا بر بىبضاعتى مىخواهيم كه تحصيل علم باز سبب مدار گذار ما بشود . چون مىبينيم كه وظيفه و ترقّى در اصفهان به دانستن حكمت است ؛ لهذا به اين حكمت افلاطون و ارسطو مشغول مىگرديم و به فقه و حديث نمىپردازيم . مىگويم : در اين زمان كه دست شيطان به وسيلهء اين حكمت قوى و دست اسلام كوتاه

--> ( 1 ) . گفتنى است كه در اواخر دورهء صفوى در وقفنامهء برخى از مدارس قيد مىشد تا حكمت و تصوف خوانده نشود . از جمله در مدرسهء مريم بيگم كه در حوالى چهار راه نقاشى اصفهان بوده و اكنون به جايش دبستانى ساخته شده ، آمده است : « و بايد كه كتاب‌هاى علوم وهميه ، يعنى علوم مشكوك و شبهات كه به علوم عقليه و حكمت مشهور و معروف است ، مثل شفا و اشارات و حكمة العين و شرح هدايه و امثال ذلك به شبههء دخول در مقدمات علوم دينى نخوانند . » و نيز در وقفنامهء مدرسهء چهار باغ اصفهان كه ساختهء شاه سلطان حسين صفوى بود آمده است : « از مباحثهء كتب حكمت صرف و تصوف در مدرسهء مباركه احتراز » كنند . نك : سپنتا ، عبد الحسين ، تاريخچهء اوقاف اصفهان ، صص 299 ، 169 .