الشيخ رسول جعفريان

1013

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

است ، اميدوارم كه خداى تعالى به لطف عميم خود همهء برادران دينى را بر جادهء حق نگاه داشته و آن جماعتى را كه از براى رفع عسرت و تحصيل وظيفه به حكمت خواندن مشغول مىگردند ، توسعهء در رزق حلال ايشان عطا فرمايد كه تحصيل حكمت در نظر ايشان وقرى نداشته باشد . سيم آن كه شك در اين نيست كه از زمان سقراط و افلاطون تا اين زمان علمايى كه در اين فن حكمت آراسته و پيراسته‌اند ، در ميان نصارا خصوصا در فرنگ بهم مىرسند كه در اسلام كسى را به مرتبهء آن‌ها رسيدن مقدور نمىشود ؛ چرا كه ايشان قطع نظر از اين كه اصل كتب حكمت حكما را در دست دارند ، به علت اين كه سبب گمراهى ايشان همين حكمت شده و به آن حفظ مذهب خود مىنمايند به نحوى كه به جدّ و سعى تمام به تحصيل حكمت مشغول مىگردند كه ديگران از آن مرتبه سعى ممكن نيست ؛ زيرا كه پادريان ايشان كه به اين امر مشغول مىگردند مىبايد زن نكنند از براى آن كه حواس ايشان به سبب متوجه شدن به فرزند و ساير عيال و تحصيل معاش متفرق نگردد و ايشان فرقه‌هاى بسيارى هستند . هر سلسله و فرقه ، پيرى دارند كه او را پدر مىنامند و او طريقى و دستورى از لباس براى ايشان قرار داده است و هر سلسله ، متلبّس به لباس پير خود مىشوند و احكامى كه آن پير در كتاب على حدّه براى ايشان ترتيب داده است ، به عمل مىآورند ، و هر سلسله‌اى كه به اعتبار لباس پير و احكام او در سلسلهء ديگر ممتاز است و مىبايد كه ايشان همه در يك مدرسه باشند و در آن مدرسه پيرى كه جانشين آن پير بزرگ است دارند كه اطاعت او را واجب مىدانند و در همه باب از سخن او بيرون نمىروند و از آن خانه بىاذن او حركت به بيرون نمىكنند و اگر اذن حركت بدهد آن هم در ماهى يك‌بار است با رفيقى كه آن پير مقرّر كند و اگر صبح رفته‌اند پيش از ظهر بايد برگردند ؛ و اگر بعد از ظهر رفته‌اند پيش از شام بايد مراجعت كنند تا آن كه شب در خارج آن مدرسه نمانند . و در هر يكى از مكتب‌خانه‌هاى شيطان سه چهار مدرس است كه دويست سيصد نفر در هر يكى جمع مىشوند و كار ايشان همين است كه هر روز از طلوع صبح به درس‌گاه مىروند و مشغول درس و بحث مىشوند تا سه ساعت به ظهر مانده و بعد از آن از درس‌گاه بيرون مىآيند به قدر يك ساعت هر كدام در اطاق على حده كه دارند مشغول مطالعه مىگردند و اگر چنين نكنند پادرى كه پير ايشان است ، ايشان را تنبيه مىكند . بعد از انقضاى اين ساعت زنگى بزرگى كه دارند مىنوازند و همان لحظه همه يكباره موافق فوج زاغ سياه از حجره‌هاى خود بيرون آمده در خانه‌اى بسيار طولانى و وسيع كه در هر طرف جاها دارد داخل مىشوند و در آن مكان به ترتيب مىنشينند و آن كسى كه در آن زمان درس حكمت مىگويد بر بلاى مسندى كه در خانهء طولانى قرار داده‌اند مىرود و دستور است كه در هر مدرسى استاد حكمى مىنشيند و درس مىگويد . بعد از آن كه استاد بر مسند قرار گرفت ، دو