الشيخ رسول جعفريان

1007

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

كشيده‌ام به مرتبه‌اى كه مرا پيشنماز و مقتداى خود مىدانستند و در آمرزش گناهان خود از من اعانت جسته و گناه ايشان را مىبخشيدم و بنا بر دين ايشان روح القدس در من حلول كرده بود ، با وصف اين هرگز ثلاثه را نفهميدم ، هر چند از براى فهميدن آن شبها و روزها سعى مىكردم . . . » او با اشاره به تحريف ترجمهء عربى كتاب مقدس به قصد محو اسامى مقدّس پيامبر خاتم و امير المؤمنين على - عليهما السلام - و ساير امامان مىگويد : « . . . اگر كسى خواسته باشد كه اين عبارات را كه فقير نوشته است موافق اين فصول كه حواله به آن كرده‌ايم در آن ترجمهء عربى پيدا كند البته به عسرت دست به هم مىدهند ، بلكه بعد از اينكه چند فصل را مقدّم و مؤخّر ملاحظه كند اين عبارات به همان نحو كه ترجمه نموده‌ام در آن كتاب عربى خواهد يافت ؛ چرا كه هر فصلى از كتب نصارا چند فصل آن ترجمهء عربى شده است ؛ لهذا در شمارهء فصول اشتباه به هم رسد ، پس هركس كه خواسته باشد عبارت كتبى را كه كمترين جمع نموده و اشاره به فصول آن‌ها آمده به آن كتاب عربى مطابق نمايد ، اگر به فقير رجوع كند البته بهتر خواهد بود چرا كه بنده به كتب ايشان بلدتر هستم . . . » همچنين در رسالهء ردّ عقايد صوفيان مىگويد : « كمترين كه تازه داخل اين دين شده‌ام ، غرضى سواى خير ايشان ندارم و از كتب نصارا كه دشمن اهل اسلامند و مىخواهند كه همه گمراه شوند ، بيان بطلان اعتقاد صوفيه را استخراج نموده‌ام و پاى تعصّب و عنادى با اين قوم در ميانه ندارم . . . » . و چون هدف خود را هدايت گمراه‌شدگان مىداند ، مىنويسد : « . . . و إن شاء اللّه در اين صورت كمترين نيز به لطف الهى اميدوار هستم كه بىمزد نخواهم بود . . . » و چون خوانندگان را از ورود در جرگهء صوفيان منع مىكند مىگويد : « . . . و به توقّع زنده كردن دل ، داخل مجالس وجد و حال اين طايفهء مرده‌دل نشود كه اگر در مذهب نصارا و صوفيّه زندگى به هم مىرسيد ، كمترين كه مدّتى در ميان ايشان بودم و به مرتبهء پادرىگرى امتياز داشتم مىبايست از براى تحصيل زندگى دل ، ترك طريقهء ايشان نكرده داخل دين اسلام نشوم . . . من كه خود مدّتى پادرى و پير بودم ، مريدان داشتم و دقايق و رموزى كه پيران را با مريدان هست همه را مىدانم . . . چنان كه كمترين حالا ردّ بر دين نصارا مىنويسم و اميد دارم كه جماعتى كه در آن وقت مريدان من بودند ، ببينند كه من از دينى كه در آن پيشوا بودم بيزار گرديده حق را اختيار كرده‌ام . . . اگر چه در آن حكمت گمراه‌كننده عالم و استاد بودم ، امروز به توفيق خداى تعالى از شاگردان علماى اخبارى و احاديث ائمهء اطهار كلاه افتخار به آسمان مىرسانم و حالا قريب به دوازده سال است كه . . . » 2 . سيف المؤمنين فى قتال المشركين . دربارهء اين كتاب ، ما در ادامه به تفصيل سخن خواهيم گفت .