الشيخ رسول جعفريان

1004

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

1708 / 1120 تأليف شده باشد . « 1 » ايشان افزوده است : در 20 مى سال 1708 اسقف كرملىهاى جلفا پدر بازيل دوسان شارل كه يك فرانسوى . . . است در نامه‌اى كه به رم مىفرستد اجازه مىخواهد تا به محضر شاه رسيده و كتابى را كه در رد بر نوشتهء برخى از روحانيون دربار شاه بر ضد مسيحيت است ، به شاه تقديم كند . در اينجا به خوبى مشهود است كه اشاره به كتاب على قلى بيك است كه البته به نظر مىرسد چنين چيزى صورت نگرفته باشد . « 2 » آگاهىهاى ما از على قلى ، افزون بر آنچه آقاى ريشار دربارهء وى آورده ، مطالبى است كه على قلى در لابلاى سيف المؤمنين و نيز هداية الضالين دربارهء خود نوشته است . از جمله در ضمن شرحى كه براى داستان جزيرهء خضرا نوشته ، چنين آورده است : « پيش از آن كه عبارت را تمام كنيم ، مناسب است كه آنچه كمترين ، خود در باب اين جزاير كه در انتهاى زمين مىباشد مىدانم از براى ازدياد يقين شيعيان علىّ بن ابى طالب صلوات الله عليه نقل نمايم . پس بر برادران دينى مخفى نماناد كه محل تولّد فقير در اواخر مغرب در شهر الوزيپانه « 3 » كه پايتخت پادشاه پرتگال است مىباشد و آن شهر در كنار درياى بزرگ كه او را محيط مىگويند واقع است و پرتگال هر چند متصل است به فيس « 4 » و مراقوس « 5 » و ارجل كه عمده شهرهاى مغرب زمين است ، اما پرتگال از اينها آن طرف‌تر مىباشد و در اواخر ولايت پرتگال جايى هست كه او را در همهء صور اقاليم فينيستره [ Finistere ] « 6 » مىنامند ، يعنى انتهاى زمين و از آنجايى كه فقير متولد شده‌ام تا بلدهء اصفهان كه محل هدايت فقير است ، قريب به هفت هزار و سيصد فرسنگ مىباشد فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ [ مؤمنون / 14 ] كه

--> ( 1 ) . چنين به نظر مىرسد على قلى كتاب هداية الضالين را در سال 1117 تأليف كرده است . خود وى در جايى از آن كتاب مىنويسد : . . . هرگاه راستى و صدق آن حضرت ثابت گشت ، هر دعوى كه نمود صادق خواهد بود ، خصوصا كه يك هزار و صد و سى سال است كه آن حضرت اين دعوى را نمود . ( هداية الضالين ، نسخهء 3651 مرعشى ، برگ 9 پ و نك : برگ 10 - پ ) . اين تاريخ مربوط به زمان بعثت حضرت است . يعنى سيزده سال بايد از آن كسر شود و از اول سال هجرى محاسبه شود كه در اين صورت همان سال 1117 تاريخ تأليف كتاب خواهد بود . در سيف المؤمنين نيز مكرر از آن كتاب خود ياد كرده است . از جمله در موردى نوشته است كه « و حكايت اين قسطنطين و سيلوستر را مفصلا در كتاب هداية الضالين تقرير كرده‌ايم » . ( 2 ) . مقالهء آقاى ريشار را دوست عزيز جناب آقاى علّامى از متن فرانسوى ترجمه و در اختيار ما گذاشتند . بدين وسيله از اين ايشان تشكر و سپاسگزارى مىكنم . ( 3 ) . ليسبون ؛ در عربى به آن الاشبونه مىگويند . ( 4 ) . فاس مراكش . ( 5 ) . مراكش . ( 6 ) . از نظر لغوى به معناى انتهاى زمين .