الشيخ رسول جعفريان
992
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
بتأييدات النشأتين ، شيخنا و سيدنا امير محمد باقر الحسينى الخاتونآبادي - لا برح ظلّه العالى على مفارق العالمين ما يقرن الزين مع الشين و يذكر الاثر مع العين - هريك را نصيب فراخور و اندازهء خود شفقت نموده در جنّات عدن بعضها فوق بعض ساكن جنّات عدن فرمودند و ما يحتاج هر كدام از طلبهء عظام را از اخراجات يوميه و غير آنها از كتب وقفيه و فرش مرفوعه و ظروف و آلات ضروريه و سائر رعايتهاى ديگر مرحمت نمودند تا به فراغ بال و رفاه حال ، به تحصيل علوم دينيه و دعاگوى دولت ابدى الاتصال اشتغال نمايند . « 1 » او با اشاره به يكى از مدارسى كه شاه به تعمير آن پرداخته ، تعدادى از علماى معاصر را ياد مىكند كه در آن سكونت داشتهاند ، از جمله « سيد المدققين امير اسماعيل خاتونآبادى است و خلف صدقش علامهء دوران و رئيس فضلاى زمان امير محمد باقر - سلّمه اللّه تعالى - است كه اكنون حجرهء آن زبدة العلماء با اين لا شىء است . » « 2 » عظمت علمى محمد باقر نزد همهء معاصران وى شناخته شده بوده است . شاه سلطان حسين نيز كه خود اهل درس و علاقهمند به مباحثات دينى و تدريس و تأليف بوده ، به شدت نسبت به سيد اظهار علاقه مىكرده است ، اين با وجود آن است كه سيد از داشتن مناصب پرهيز داشته ، اما به هر روى شاه او را به سمت رئيسالعلمايى كه همان عنوان ملاباشى است منصوب كرده است . شاگردان چندى از وى مىشناسيم ، يكى سيد نور الدين فرزند سيد نعمة اللّه جزايرى ، ديگرى سيد احمد علوى خاتونآبادى ، و دو فرزند دانشمند او سيد اسماعيل و سيد محمد . « 3 » تأليفات خاتونآبادى از خاتونآبادى آثار چندى كه به صورت تأليف يا ترجمه است برجاىمانده و از برخى عناوين منسوب به او نيز نشانى در دست نيست . در اينجا فهرستى از آن آثار را ياد مىكنيم . 1 . ترجمهء اناجيل اربعه و تعليقات بر آن ؛ كتاب حاضر است كه در ادامه به تفصيل دربارهء آن سخن گفته شده است . 2 . ترجمه و شرح مجمع البيان ؛ خاتونآبادى در وقائع السنين از اين اثر كه در حال انجام شدن بوده ياد كرده و آرزو كرده كه به پايان برسد . آگاهى ديگرى از آن بدست نياورديم . « 4 » 3 . آداب دعا ؛ خاتونآبادى مىگويد كه شاه در شب بيست و هشتم ماه رمضان سال 1116
--> ( 1 ) . محمد زمان تبريزى ، فرايد الفوائد ، ص 291 ( 2 ) . همان ، ص 296 ( 3 ) . نك : جزايرى ، الاجازة الكبيره ، صص 59 ( پاورقى و مصادر يادشده در آنجا ) ، 127 و 130 . ( 4 ) . خاتونآبادى ، همان ، ص 552